X
تبلیغات
انتظار وصل ايران شمالي

انتظار وصل ايران شمالي

احياي گستره فرهنگ وخاك ايران بزرگ

فقدان مدیریت موثر سیاسی در احقاق حق 50% ایران از دریای مازندران جبران ناپذیر است

ایران و دریای خزر: مرحمت فرموده و هیچ کاری نکنید

بهمن آقایی دیبا | 2013-05-10 ,17:39

*بهمن آقایی دیبا، کارشناس حقوق بین الملل در آمریکا است.

معاون وزارت امور خارجه ایران و نماینده این کشور در مذاکرات دریای خزر اخیرا گفته است که سهم ایران از این دریا کمتر از روسیه نیست.ایران به تازگی میزبان نشست معاونان وزارت خارجه پنج کشور ساحلی دریای خزر بوده است.

جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال سیاسی، همسایگان جدید خزر شدند و همراه روسیه و ایران پنج کشور ساحلی دریای خزر را تشکیل می دهند. این کشورها نزدیک به دو دهه است که سرگرم تدوین رژیم حقوقی تازه‌ای برای این دریا هستند.

در یک طرف ایران قرار گرفته و در طرف دیگر روسیه، قزاقستان ، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان، با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا. اما در ایران دولتی بر سر کار است که برای منافع ملی کشور اهمیت درجه دوم قایل است.

در شرایط حاضر، به دلیل سیاست های "حفظ نظام موجود به هر قیمت" که توسط حکومت ایران دنبال می شود، هر موضوع دیگری به شدت به حاشیه رانده می شود، زیرا در شرایطی که موجودیت رژیم حاکم همواره در عرض دهه های گذشته در معرض تهدید بوده است (سوای اینکه چه کسانی مسئول این وضع هستند) و همه مسائل دیگر به حالت فرعی در می آیند.

ایران دارای حقوق تاریخی و بنیادی در دریای خزر است. این حقوق علاوه بر اسناد قراردادی، متکی به هزاران سال حضور و مشارکت ایران در امور این واحد آبی بسته می باشد.

گر چه کاستی هایی در قراردادهای ۱۹۴۰ و ۱۹۲۱ درباره حقوق ایران در دریای خزر وجود دارد اما در تاریخ موارد متعددی وجود دارد که کشورها با همین حقوق قراردادی و به استناد عهد نامه های قدیمی خواسته هایشان را پیش برده اند.

بدون شک برای رسیدن به جایی که بتوان با همین امکانات، حقوق ایران را در دریای خزر تامین کرد، داشتن سطح مناسبی از اعتبار (پرستیژ) و اقتدار در منطقه و جهان نیاز است.

حکومت حاکم بر ایران در حال حاضر برای گرفتن حقوق مردم ایران در خزر با چند مانع مهم رو به رو است.

از جمله این موانع فقدان اعتبار و اقتدار لازم، درگیری در مسائل بنیادی مربوط به بقا و اتکای به همان قدرت هایی است که در جهت مخالف منافع ایران در دریای خزر حرکت می کنند.

در این شرایط، حکومت ایران قادر و حتی مایل به اخذ حقوق ایران در دریای خزر نیست. در نتیجه بهترین کاری که ایران می تواند انجام دهد این است که از وارد شدن در هر گونه ترتیباتی که راه ملت ایران را در آینده برای استیفای حقوق خود در دریای خزر سد کند، خودداری کند.

برخی به این امر ایراد می گیرند که دیگران مشغول بهره گیری از منابع خزر هستند و خودداری ایران از حصول توافق با دولت های دیگر باعث عقب ماندن می شود.

در پاسخ باید گفت چنانچه سهم ایران خواه براساس طول ساحل و یا فرمول "خط منصف اصلاح شده" که روس ها پیشنهاد می کنند، تعیین شود کمتر از ۱۳ در صد از عمیق ترین بخش دریای خزر که تا کنون هیچ منبع مهم نفت یا گاز در آن کشف نشده است نصیب ایران خواهد شد.

ایران به دلیل تحریم های بین المللی و سو مدیریت رژیم حاکم، در شرایطی نیست که بتواند روی این منابع سرمایه گذاری کند و یا از دانش فنی مدرن برای این کاره بهره بگیرد و یا حتی بازاریابی مناسبی کند.

در عین حال ایران دارای منابع شناخته شده مسلم در مناطقی است که نیازمند درگیری سیاسی نیست و با سرمایه گذاری کمتر و توسط دانش فنی به روز نشده می توان آنها را استخراج کرد.

اینها دلایل دیگری هستند برای اینکه حکومت ایران از وارد شد به هر گونه ترتیباتی که بعدا می تواند باعث درد سر برای ملت و کشورشود، خودداری کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:0  توسط sahand   | 

برای آنانی که دوست دارند از یاد ببرند نظامی گنجوی ایرانیست

نوشتاری از دکتر سیدعبدالمجید شریف‌زاده که در نشریه «کریاپست» به چاپ رسیده است، منتشر می‌شود.

«بسم ‌الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

«اصلیت ایرانی نظامی»

متفکران، دانشمندان، شاعران، عارفان، فیلسوفان و شخصیت‌هایی از این دست، همه و همه والدین معنوی مردمی هستند که زمانی هموطنان آنان - با هر زبانی - به‌شمار می‌رفته‌اند.

اگر شخصی از نوادگان رییس یک قبیله بزرگ باشد و اکنون پس از استقلال یافتن از آن قبیله بزرگ، بخواهد قبیله‌ای مستقل به نام خود ایجاد کند، ایرادی بر او وارد نیست؛ اما آیا درست است که افتخارها و میراث معنوی قبیله بزرگ را - که همچنان در ابعاد محدودتری وجود دارد - مصادره کرده و به نام خود معرفی کند؟

متأسفانه امروزه کشورهایی کوچک در سرتاسر جهان به‌وجود آمده‌اند که زمانی، بخشی از کشوری بزرگ بودند و بعدها طی درگیری‌ها، جنگ‌ها و معاهده‌ها از آن کشور بزرگ جدا شده و با پیوستن به کشوری دیگر، هر آن‌چه از تاریخ و فرهنگ و ادبیات و فلسفه و اسطوره داشتند، رها کرده‌اند و اینک که برای نخستین‌بار مستقل شده‌اند، در پی ساختن هویتی ملی برای خود دست به هر کاری می‌زنند.

مثالی در این مورد، کمک شایانی خواهد بود. حافظ، شاعر مشهور ایرانی در قرن 14 میلادی است. او در شهر شیراز به دنیا آمد و تمام عمر را در شیراز زیست و در همین شهر درگذشت و مدفون شد. اگر - بر فرض محال - زمانی آن ناحیه به عنوان کشوری جداگانه از ایران مستقل شود، آیا حق دارد حافظ را شاعری غیرایرانی معرفی کند؟ حافظ در یکی از شهرهای ایران با امکاناتی که جو فرهنگی این سرزمین فراهم آورده است، رشد کرد و به موفقیت رسید.

در مورد نظامی نیز باید گفت، شکی نیست که او متعلق به شهر گنجه است و در آن‌جا زیسته، حتا اگر جای دیگری چشم به گیتی گشوده باشد، اما گنجه و دیگر شهرهای ماورای رود ارس تا پیش از تاسیس سلسله قاجاریه در قرن 18 میلادی - که طی قراردادهایی ننگین با نام‌های «گلستان» و «ترکمنچای» این شهرها را به روسیه تزاری واگذار کرد - متعلق به ایران بود. هر چند که بعدها بخشی از زبان و خط نوشتاری مردم آن دیار را تغییر دادند، اما نمی‌توان عضوی جداشده از یک پیکر را با تمام تغییرها، صاحب تمامی داشته‌های آن پیکر دانست.

نکته مهم این‌جا است که مردم آن شهرها در آن زمان تمایلی به جدایی از ایران نداشتند و به واسطه شکست نظامی ایران از روسیه تزاری، تبعیت آن سرزمین را پذیرفتند. جالب توجه است که بخش‌های زیادی از منطقه ماورای رود ارس «داغستان» نام داشت که پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستی در روسیه به ویژه در راستای سیاست‌های استالین، «آذربایجان» خوانده شد تا بعدها زمینه‌ساز جدایی آذربایجان اصلی از ایران باشد؛

زیرا یکی از برنامه‌های وسیع سیاسی- فرهنگی شوروی کمونیستی ساختن ملت‌های جداگانه بود تا بتواند از این طریق مانع اتحاد نواحی شمالی ایران و آسیای مرکزی شود و ایالات این مناطق را در نوعی جدال و کشمکش قومی فرو ببرد.

پس در وهله اول با اعلام مردمان این سرزمین‌ها به عنوان یک ملت مستقل، علاقه به استقلال فرهنگی - زبانی - ادبی را در آن‌ها دامن زد و برای هر یک از یک نماد فرهنگی - ادبی سود برد. در مورد آذربایجان نیز شخص نظامی انتخاب شد تا هویت‌بخش این ملت قلمداد شود، اما از آن‌جا که نظامی، یک ایرانی محسوب می‌شد، لازم بود تا ملیت او با ملیت مردمانی که اینک در آذربایجان ساکن هستند - یعنی ترک‌زبانان - تطبیق یابد؛ در نتیجه فعالیت‌های فرهنگی و ادبی جهت ترک نشان دادن و ترک معرفی کردن نظامی آغاز شد و گسترش یافت. اندک‌ اندک نیز این امر در باور مردم آن خطه رسوخ پیدا کرده و محققان آن‌جا نیز در پی اثبات این امر برآمدند. متأسفانه در این راه، بسیاری از متعصبان فرقه پان‌ترکیسم با جعل کردن اشعاری با مضمون ترک بودن نظامی از زبان او، کوشیدند با دروغ بیش از پیش این عقیده غلط را رواج دهند. یکی از ابیاتی که در این فرآیند جعل شد، بیت زیر بود که بسیاری نیز بدان استناد می‌کنند:

پدر بر پدر مر مرا ترک بود، به فرزانگی هر یکی گرگ بود

یعنی: «نسل من پدر در پدر ترک بودند و هر کدام از آنان در حکمت و فرزانگی مانند گرگ بودند.»

اما این بیت دو مشکل عمده دارد. اول این‌که در هیچ‌یک از نسخه‌های معتبر اشعار نظامی و خمسه دیده نشده و دوم این‌که دارای ایراد قافیه‌یی است که غیرممکن است توسط شاعر چیره‌دست و ماهری چون نظامی به وجود آید. در علم عروض و قافیه، حرف ک نمی‌تواند با حرف گ «حرف رَوی» محسوب شود و قافیه غلط می‌شود. در نتیجه ترک و گرگ، قافیه هم نیستند.

برخی نیز اشعاری به زبان ترکی سروده و به نظامی منتسب کرده‌اند که دانش نسخه‌شناسی به راحتی خلاف این امر و دروغ بودن آن را اثبات می‌کند.

همچنین برخی از متعصبان ادعا می‌کنند، دیوانی از نظامی به زبان ترکی پیدا شده، اما تحقیقات محققان ثابت کرده که این دیوان متعلق به یک شاعر ترک عثمانی به نام نظامی قونوی (Nizami Qunavi) در سده 15 است. برای اطلاع از این موضوع مراجعه شود به:

See:

Tabrizi, Mohammad Ali Karim Zadeh. "The (supposed) Turkish Diwan of Nizami Ganjavi!”, Iranshenasi, Seventeenth year, Volume 3, 2005.

See also:

(Osman G. Oguzdenli, "Nezami Qunavi” in Encylopedia Iranica)

همان‌طور که در اغلب این موارد دیده می‌شود، مقالاتی از این دست که متاسفانه رو به فزونی است، کاملا غیرعلمی و نژادپرستانه است که نمونه بارز آن‌ها، مقاله‌ای است با عنوان:

«The Nizami of Azerbaijan and the world»

که کاملا یک‌سویه و غیرعلمی، بدون ذکر منبع و ماخذ معتبر نگاشته شده است.

در ضمن یک نکته دیگر هم باقی می‌ماند. اگر نظامی، ترک‌تبار است، پس چرا بیش‌ترین اشعارش در مورد داستان‌های عاشقانه ایرانی مانند «خسرو و شیرین» و «بهرام گور (هفت پیکر)» است؟ این رویکرد نظامی به داستان‌های اصیل ایرانی نشان می‌دهد، او از فرهنگ ایرانی برخاسته و بالطبع شعرش نیز در خدمت همین فرهنگ و اندیشه است.

موضوعی دیگر که جالب به نظر می‌آید، مادر نظامی است. خود نظامی در ابتدای منظومه «لیلی و مجنون» نام مادرش را «رئیسه» و تبارش را «کُرد» اعلام می‌کند.

گر مادر من رئیسه کرد مادر صفتانه پیش من مرد

یعنی: «اگر مادر من که رئیسه نام داشت و کُرد بود، همانند یک مادر پیش من درگدشت...»

و از این بیت مشخص می‌شود که حداقل مادر نظامی کُرد بوده و نه تُرک. در مورد زادگاه نظامی نیز برخی از روایت‌ها وجود دارد که مولد او را شهرهای «ری» یا «تفرش» می‌داند که شاید حقیقتی در ورای آن وجود داشته باشد.

در این‌جا لازم است که توضیحی درباره ریشۀ لغوی واژه «آذربایجان» داده شود. هنگامی که ایران هخامنشی- که یونانیان پرسپولیس persis می‌خواندند و به تَبَعِ آن در زبان انگلیسی پرشیا Persia نامیده می‌شود- به تصرف اسکندر مقدونی درآمد، هویت خود را حفظ کرد و نخستین جای ایران که از سلطه یونانیان خارج شد بخشی از ساتراپ ماد بود و به دلیل این‌که یک سردار ایرانی هخامنشی به نام Atpopat که در متون یونانی Atropates ذکر شده مسبب این کار بود، این خطه به نام او Atropatene نام گرفت که در دیگر زبان‌ها مانند ارمنی Atrpatkan خوانده می‌شد و به مرور زبان در لهجه‌ها و زبان‌های گوناگون به «آذربایجان» تغییر یافت.

atr از ātar- زبان اوستایی آمده که در زبان فارسی میانه اشکانی یا پهلوی اشکانی یا پارتی و فارسی میانه ساسانی یا پهلوی ساسانی ādur خوانده می‌شود. در زبان فارسی دری این واژه به صورت āzar استفاده می‌شود.

pat نیز از pā(y)- زبان اوستایی و فارسی باستان به معنای «پاییدن» و «نگهبانی کردن» آمده است. این ریشه در زبان‌های فارسی میانه اشکانی و فارسی میانۀ ساسانی به صورت pāy-pādan یه معنای «پاییدن» و «نگهبانی کردن» آمده و در زبان فارسی دری نیز به صورت pāy-pādan,pāyīdan استفاده می‌شود.

بنابراین حتا نام آذربایجان نیز ریشه در زبان‌های ایرانی دارد و مشخص است که حتا از نظر ریشه‌شناسی زبانی نیز، این سرزمین اصلی ایرانی دارد. بنابراین اشخاص برجسته آن به خصوص آنانی که متعلق به گذشته هستند، نباید غیرایرانی قلمداد شوند.

اکنون موضوع را از منظری دیگر بررسی می‌کنیم. از منظر اشعار خود شاعر. نظامی تمام اشعارش را- که علم نسخه‌شناسی تایید می‌کند - به زبان فارسی سروده و حتا یک بیت به زبانی غیز از ایرانی ندارد. آیا کسی که مثلا ترک باشد، نباید چند بیت برای دل خود و با زبان مادری‌اش بسراید؟

نظامی در اشعاری که انتساب‌شان به او قطعی است، بارها از ایران نام برده، اما اشاره‌ای به آذربایجان نکرده است. نکته جالب این‌جاست که نظامی همواره از ایران با احترام و علاقه یاد می‌کند. برای مثال در منظومه «هفت پیکر» یا «هفت گنبد» در بخش «دعای پادشاه سعید علاءالدین کرپ ارسلان» می‌گوید:

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

چون‌که ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود، یقین باشد

یعنی: «تمام جهان مانند یک پیکر و ایران مانند قلب آن است و شاعر از این‌که چنین مقایسه‌ای می‌کند، خجالت‌زده نیست؛ زیرا همان‌گونه که قلب از تن اهمیت بیش‌تری دارد، ایران نیز از همه جهان بهتر است.»

آیا یک غیرایرانی می‌تواند در مورد ایران این‌گونه شعر بسراید؟

همچنین او در منظومه «لیلی و مجنون» در بخش «سبب نظم کتاب» می‌سراید:

خاصه ملکی چو شاه شروان شروان چه! که شهریار ایران

یعنی: «بخصوص که فرمانروایی مانند پادشاه شروان - که در آن زمان یکی از ایالات ایران در ناحیه آذربایجان بود - به حدی عظمت دارد که نه در حد پادشاه شروان! بلکه در حد پادشاه ایران است.»

و در این‌جا فرمانروایی بر ایران را در معنای کل از فرمانروایی بر شروان در معنای جزء، برتر می‌شمارد.

در مورد دیگر، موارد ایرانی بودن نظامی دیگر استادان دانشمند، مقاله‌ها و کتاب‌های بسیار نوشته‌اند که نویسنده را از ادامه مطلب معاف می‌دارد.

نگارنده: سیدعبدالمجید شریف‌زاده

عضو امنای بنیاد فردوسی، رییس گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر و دکترای پژوهش هنر

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 20:36  توسط sahand   | 

فوري و مهم " شير مردان آذري را چه كسي جلو دار است " بياري حق موفق مي شويم

طرح نمایندگان شمال غرب کشور برای بازنگری در قرارداد ترکمنچای

نماینده مردم اردبیل از تلاش نمایندگان استان‌های شمال غرب کشور برای بازنگری در قرارداد ترکمنچای و الحاق آذربایجان به ایران خبر داد.

خبرگزاری فارس: طرح نمایندگان شمال غرب کشور برای بازنگری در قرارداد ترکمنچای

کمال‌الدین پیرموذن نماینده مردم اردبیل و رئیس مجمع نمایندگان این استان در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، از تلاش برای تهیه طرحی برای بازنگری در قرارداد ترکمچای توسط نمایندگان شمال غرب کشور خبر داد و گفت:  نمایندگان آذری زبان مجلس به زودی این طرح را نهایی خواهند کرد.

وی افزود: با توجه به اتمام قرارداد ترکمنچای، مجمع نمایندگان استان‌های شمال غرب کشور مصمم هستند در جهت بازنگری در قرارداد ترکمنچای اقدام کنند.

نماینده مردم اردبیل گفت: تلاش داریم با استفاده از پتانسیل و ظرفیت تمامی صاحب منصبان ذیربط بتوانیم حق مسلم خود را بگیریم.

نماینده مردم ارومیه در مجلس گفت: کشور آذربایجان در برخورد با مردم منطقه هوشیارانه عمل کند در غیر این صورت مجبور می‌شویم تا عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمنچای رادر مجلس مورد بررسی قرار دهیم. 
 
به گزارش خبرگزاری تسنیم، نادر قاضی‌پور نماینده مردم ارومیه در مجلس در نطق میان‌دستور خود در صحن  علنی مجلس گفت: من به نمایندگی از همه نمایندگان استان‌های شمال غربی کشور به کشور آذربایجان اخطار می‌دهم که اگر این کشور به برخی رفتارهای خود با مردم منطقه و مرزنشینان ادامه دهد، عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمنچای را در مجلس بررسی می‌کنیم.
 
وی گفت: کشور آذربایجان در برخورد با مردم منطقه هوشیارانه عمل کند، در غیر این صورت مجبور می‌شویم تا عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمنچای ر ادر مجلس مورد بررسی قرار دهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 11:39  توسط sahand   | 

علیرغم سرکوب 200 ساله هنوز هم مردم ایران شمالی ایرانیند

روزنامه کیهان در مطلبی با عنوان "نوبت باکو" به قلم حسین شریعتمداری مدیرمسؤول این روزنامه نوشت:

اين نوشته در پي انتقاد به وزارت امور خارجه كشورمان نيست و براين باور است كه احضار سفير جمهوري آذربايجان و ابلاغ اعتراض شديداللحن جمهوري اسلامي ايران به او، يكي از وظايف و مسئوليت هاي تعريف شده وزارت امور خارجه است ولي انتظار آن بوده و هست كه مسئولان محترم سياست خارجي كشورمان درك عميق تري از شرايط داشته باشند و هيچ «فرصتي» از جمله ماجراي همايش اخير در جمهوري آذربايجان را «تهديد» تلقي نكنند.

روز دهم فروردين ماه- 30 مارس- از سوي حزب موسوم به «جبهه آزادي ملي آذربايجان جنوبي»! همايشي با عنوان «فرداي آذربايجان جنوبي» در سالن اجتماعات يكي از هتل هاي باكو برگزار شد.

در اين همايش كه علاوه بر تعدادي از اعضاي اين حزب برخي از مقامات و شخصيت هاي سابق جمهوري آذربايجان نيز حضور داشتند، ادعاهاي سخيف و كودكانه اي عليه حاكميت و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران مطرح شده بود و احضار سفير جمهوري آذربايجان از سوي معاون محترم آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه كشورمان در اعتراض به برپايي اين همايش صورت پذيرفته بود.

ايشان درباره علت احضار سفير جمهوري آذربايجان گفته است «در حالي كه جمهوري اسلامي ايران همواره تلاش كرده است روابط دو كشور در مسير پيوندهاي عميق دو ملت تداوم يابد، انجام اينگونه اقدامات مي تواند آسيب جدي به روند مثبت و رو به توسعه روابط فيمابين وارد كند»... اين سكه اما، روي ديگري هم دارد كه نبايد از نگاه مسئولان محترم سياست خارجي كشورمان ناديده گرفته شود. بخوانيد؛

1- جمهوري آذربايجان نزديك به 10 ميليون نفر جمعيت دارد كه اكثريت نزديك به تمامي آنها مسلمان و شيعه هستند و پيوندهاي عميق فرهنگي و عقيدتي با مردم آذربايجان ايران دارند. مردم اين كشور اگرچه سال هاي متمادي تحت سلطه شوروي سابق بوده اند ولي علي رغم تلاش و برنامه ريزي گسترده حزب كمونيست شوروي از عقايد ديني و فرهنگ و سنت هاي آذري خود دست نكشيدند. آنها بعد از فروپاشي شوروي سابق خواستار بازگشت به فرهنگ و عقايد خود بودند و از آن هنگام تاكنون ايران اسلامي را قبله آمال خود مي دانند.

 شواهد موجود و رصدهاي پيوسته كمترين ترديدي باقي نمي گذارند كه مردم جمهوري آذربايجان، خود را عضو جدا شده اي از ايران اسلامي تلقي مي كنند و تلاش فراوان و برنامه ريزي گسترده صهيونيست ها كه بعد از فروپاشي شوروي در جمهوري آذربايجان نفوذ قابل توجهي يافته اند، تاكنون نه فقط موفق به تغيير اين ديدگاه در مردم شريف جمهوري آذربايجان نشده است بلكه دشمني و جنايات وحشيانه صهيونيست ها عليه ملت هاي مسلمان ، اشتياق مردم جمهوري آذربايجان را به پيوند با ايران اسلامي شتاب بيشتري داده است.

همايش مورد اشاره يكي از دهها و صدها اقدام مشترك صهيونيست ها و برخي از دولتمردان جمهوري آذربايجان براي مقابله با احساس همبستگي مردم آن خطه با ايران اسلامي و پيشگيري از فوران اين احساس عميق ديني و فرهنگي است.

برپايه شواهد موجود تأسيس حزب موسوم به «جبهه آزادي ملي آذربايجان جنوبي»! يك اقدام ناشيانه از نوع «فرار به جلو» است كه به منظور پيشگيري از خواسته مردم جمهوري آذربايجان براي الحاق به ايران اسلامي و يا تشكيل يك نظام اسلامي مشابه ايران، سازماندهي شده و تاكنون نيز كمترين موفقيتي نداشته است.

گفتني است «وفاقلي زاده» مشاور سابق رئيس جمهوري آذربايجان در دوران رياست جمهوري حيدر علي اف سفرهاي چندباره خود به اسرائيل و رايزني با مقامات رژيم صهيونيستي را پنهان نمي كند. او به همراه نمايندگاني از احزاب «جبهه خلق» و «آزادي و مساوات» از جمله برپا كنندگان و شركت كنندگان در همايش مورد اشاره بوده اند.

2- براي شناخت روحيات و بينش و فرهنگ مردم جمهوري آذربايجان مي توان نيم نگاهي به مردم مسلمان، غيور و پاكباخته آذربايجان خودمان انداخت. مردمي كه پايداري و فداكاري آنها در دفاع از انقلاب اسلامي و حضور هميشگي آنان در حمايت از نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، مثال زدني و كم نظير است. مردمي كه در تمامي فراز و نشيب ها و روزهاي حادثه- از جمله در مقابله با رژيم طاغوت و در جريان جنگ تحميلي- از امام راحل(ره) و خلف حاضر او به يك اشاره بوده است و از آنها در دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي، به سر دويدن.

3- شركت كنندگان اندك و كم شمار همايش ياد شده، اگرچه عليه تماميت ارضي ايران اسلامي ياوه سرايي كرده اند ولي اين فقط ظاهر ماجراست و در پشت اين ظاهر ساختگي شور و اشتياق وصف ناشدني مردم مسلمان جمهوري آذربايجان براي الحاق به جمهوري اسلامي ايران موج مي زند و اگر چنين نيست- كه هست- اينهمه تلاش حزب صهيونيستي جبهه آزادي ملي آذربايجان جنوبي! براي چيست؟!

 اين ماجرا و دهها ماجراي مشابه ديگر كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه مردم در جمهوري آذربايجان از حضور و نفوذ آشكار و پنهان صهيونيست ها در آن مرز و بوم به تنگ آمده اند. و اين دقيقاً همان پيامي است كه بايستي مسئولان محترم سياست خارجي كشورمان دريافت كنند و در پي آن براي نجات مردم جمهوري آذربايجان دست به كار شوند. چگونه؟! بخوانيد؛

4- مسئولان محترم كشورمان مي توانند به دولت جمهوري آذربايجان پيشنهاد كنند كه الحاق جمهوري آذربايجان به آذربايجان ايران را در ميان مردم آن كشور به رفراندوم بگذارند. اين ابتدايي ترين گام در تحقق دموكراسي و مردم سالاري است.

 نتيجه اما، از هم اكنون به آساني و با قاطعيت قابل پيش بيني است و يا، خواسته واقعي آنان براي تشكيل يك نظام اسلامي شبيه جمهوري اسلامي ايران را از طريق يك رفراندوم با دو گزينه «آري» و «نه» جويا شوند.

 آنچه در ميان مردم شريف جمهوري آذربايجان جريان دارد به وضوح نشان مي دهد كه آنها در گام اول خواستار الحاق به ايران اسلامي هستند و اولويت دوم را در تشكيل يك نظام اسلامي با ساختاري برگرفته از ساختار جمهوري اسلامي ايران مي دانند.

5- چند سال قبل در يادداشتي با عنوان «آوازهاي كوچه باغي» ضمن ارائه اسنادي حاكي از خيانت رژيم آمريكايي شاه در جدا كردن بحرين از ميهن اسلامي به شواهد و قرائن معتبري اشاره كرديم كه نشانه نفرت عميق مردم بحرين از حكومت دست نشانده آل خليفه و اشتياق آنان براي بازگشت به وطن اصلي يعني ايران اسلامي بود.

 در آن هنگام، مفتي هاي درباري آل خليفه و آل سعود فتواي قتل نگارنده را صادر كردند و رسانه هاي غربي و عبري و عربي درباره پيوند عميق مردم بحرين با آل خليفه گفتند و نوشتند ولي امروزه شاهد انقلاب اسلامي مردم بحرين براي سرنگوني رژيم آل خليفه هستيم. اكنون نيز همه شواهد و اسناد موجود حكايت از آن دارد كه روزهاي فوران شور آميخته به شعور مردم شريف جمهوري آذربايجان نزديك است و احزاب صهيونيست ساخته آن سامان چاره اي جز نقل مكان به تل آويو نخواهند داشت.
نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: 17 شهر از قفقاز که شهر‌های آذربایجان و باکو نیز جزو آنها بوده است در دوران قاجار از ایران جدا شده و مردم آن علاقمند هستند که به دامن کشورمان بازگردند.

به گزارش عصر ایران، منصور حقیقت‌پور در گفت‌و گو با خبرگزاری فارس در خصوص اقدام سخیف اخیر دولتمردان آذربایجان اظهار داشت: جریانی به راه افتاده است تا 17 شهر قفقاز از جمله آذربایجان به کشورمان ملحق شود که امیدواریم با همراهی مردم و حمایت همه جانبه دستگاه‌های بین‌المللی این امر محقق شود.

وی به واکنش ضعیف دولتمردان کشورمان به اظهارات اخیر مسئولان آذربایجان اشاره کرد و یادآور شد: حق مطلب آنگونه که شایسته بود ادا نشد و به طور جدی با برخی اظهارات سخیف دولتمردان آذربایجان برخوردی صورت نگرفت.


نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی می گوید :

نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس خاطرنشان کرد: جوانان غیرتمند اردبیل، تبریز، ارومیه و زنجان آماده هستند تا اقدامات مزورانه دولتمردان آذری را پاسخی قاطع داده و آمادگی خود را برای بازپس‌گیری شهرهای به یغما رفته ایران در دوران قاجار اعلام کنند.

حقیقت‌پور گفت: قرار است نشستی نیز در این زمینه در منطقه قفقاز انجام شود و جریان الحاق 17 شهر این منطقه به کشورمان یک جریان جدی است چرا که در نهایت حیله و نیرنگ، این 17 شهر که شهر‌های آذربایجان و باکو نیز جزو آنها بوده است در دوران قاجار از ایران جدا شده و مردمان آن علاقمند هستند که به دامن کشورمان بازگردند.

وی در پاسخ به این سئوال که امکان چنین الحاقی تا چه حد میسر است، عنوان کرد: خواست و اراده مردم می‌تواند همه کارها را سهولت بخشد که در این زمینه امیدواریم در وهله اول آذربایجان و بعد شهرهای دیگر به دامن افتخار‌آمیز کشورمان بازگردند.

آذری‌ها جرات باز پس‌گیری 20 درصد اراضی خود را از دست ارمنی‌ها ندارند

رئیس مجمع نمایندگان شمال غرب کشور در بخش دیگری از سخنان خود به پشت پرده برخی تحرکات در کشور آذربایجان با همراهی رژیم صهیونیستی و آمریکا اشاره کرد و به خبرنگار فارس در اردبیل بیان داشت: این رژیم‌های بیگانه به ریش دولتمردان آذربایجان می‌خندند و آنها را ضعیف‌تر از آن می‌دانند که 20 درصد از اراضی تحت اشغال این کشور در دست ارمنی‌ها را بتوانند آزاد کنند.

حقیقت‌پور با اشاره به ناتوانی دولتمردان و مسئولان کشور آذربایجان در باز پس‌‌‌گیری این میزان اراضی به یغما رفته افزود: جرات آنها به حدی پایین است که حتی در خرید اسلحه از بیگانگان تضمین می‌دهند که از این سلاح‌ها علیه ارمنی‌ها برای آزادی قره‌باغ استفاده نکنند.

وی سطح روابط ایران با آذربایجان را ضعیف و پایین‌تر از میانگین متوسط توصیف کرد و گفت: قطعاً توسعه روابط به ضرر آنهاست که هر روز به کاهش روابط فکر می‌کنند و به دلیل ترس و واهمه‌ای که از ایران دارند حتی در لغو روادید در توسعه با جمهوری اسلامی ایران به حیله‌گری و مکاری روی آورده‌اند.

نماینده مردم اردبیل، نیر، نمین و سرعین در مجلس شورای اسلامی با اشاره به مکاتبه 9‌گانه خود با مجلسیان کشور آذربایجان تصریح کرد: برای 9 نامه‌ای که بنده به مجلس آذربایجان نوشته‌ام پاسخ شفافی نداده‌اند و گاه با جواب‌های غیر‌منطقی سعی کرده‌اند ما را متهم کنند در حالی که هم ملت ایران و هم آذربایجان می‌دانند که خائن و خادم چه کسی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 18:51  توسط sahand   | 

نوروز ايراني سال 91 بر تمام مردم فلات ايران مبارك باد

 


 

جشن ملی نوروز در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

 

جمهوری آذربایجان فعلي که در کتب تاریخی به نام اران و شروان ایران ناميده شده  است كه طي قراردادهاي استعماري روس از خاك ايرا ن جدا شد و البته اين جدايي يك جدايي جغرافيايي است و رسم و سنت ها همان رسوم و سنن ايراني است كه در اران و شروان جريان دارد هرچند كه جريان فعلي كه  حكومت را بر عهده دارد سعي در كمرنگ نمودن تاريخ واقعي براي نسلهاي كنوني دارد اما نتوانسته حتي با عوض نمودن تاريخ از شمسي به ميلادي و عوض نمودن خط نوشتاري مردم را از سنن واقعي خويش جدا كند ونوروز كماكان جشن ملی شناخته مي شود .  از دیدگاه نژادی , فرهنگی و تاریخی مردم باکو , دربند , آران و شروان ( جمهوری آذربایجان ) ایرانیانی هستند که طی قراردادهای استعماری روس و انگلیس از بدنه ملت ایران جدا شده اند .
نوروز که به کهن ترین جشن دنیا مشهور است مایه مباهات هر ایرانی محسوب می شود . زیرا فلسفه های شگفت انگیزی را درون خود دارد که موجب این چندین هزار سال ماندگار شده است و این ایرانیان بودند که چنین شکوه و عظمتی ابدی را به دنیا هدیه کردند . آذربایجان نیز یکی از پایگاه های اصلی تمدن ایرانی است که در پیش از اسلام به آتروپاتان مشهور بوده است . امروزه نوروز در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) بسیار مفصل و با شکوه برگزار می شود و شباهت و نزدیکی سنت ها و آیین های نوروزی آن کشور به نوروز ایران بیش از دیگر کشورهای همسایه است.


در هفته پیش از نوروز در شهر باکو جنب و جوش زیادی به چشم می خورد. نرده ها و تیرهای چراغ برق را رنگ می کنند، میدان های شهر گلکاری می شوند، همه جا رنگ نو به خود می گیرد و بسیاری از مغازه ها در ویترین های خود یک سینی سبزه می گذارند.


در نزدیکی ایستگاه راه آهن باکو که به آن واغزال می گویند، سبزه، مهمترین نماد بهاری، به مغازه گل فروشی جلوه خاصی داده است. گل فروش صدها سبزه را با سلیقه چیده و آنها را تزئین کرده و مشتریان زیادی را به سوی خود جلب می کند. آذری ها به سبزه «سمنی» می گویند و همچون ایرانیان از چند هفته پیش از عید به تهیه آن می پردازند. اما از چند دهه پیش به این سو، جوان ترها به جای سبز کردن سنتی سمنی در خانه، به خریدن آن بسنده می کنند.


شیرینی های رنگارنگ و جنب و جوش کارکنان شیرینی پزی های باکو نیز گویای گسترش فعالیت آنها در این روزهاست. از بین شیرینی های گوناگون، دو نوع آن ویژه نوروزاند و عمدتاً در این روزها تهیه می شوند: شکر بوره و باقلوا. باقلوا که انواع آن در کشورهای دیگر نیز یافت می شود یکی از اجزاء مهم سفره نوروزی در باکوست. شکر بوره به قطاب شباهت دارد ولی چند برابر بزرگتر از آن است.
از آیین های دیگر نوروزی در نزد مردم آذری آذربایجان خانه تکانی است که در روزهای قبل از عید، همچون ایران با کمک همه اعضای خانواده انجام می شود. هر خانه باید در روزهای نوروز برای مهمان های سرزده آماده باشد. در گذشته مردم از سبزه سبز کرده خود سمنو درست می کردند. سمنو را نیز«اصفهان حلواسی» یا حلوای اصفهان می نامند.


چهارشنبه سوری نیز در آذربایجان برگزار می شود و به آن چهارشنبه آق شامی می گویند. مردم در آذربایجان به جای آخرین چهارشنبه سال، آنچنان که در ایران مرسوم است، چهار چهارشنبه باقی مانده از سال را به عنوان نماد آب، باد، خاک و آتش جشن می گیرند. «پروفسور نبی اف» که مطالعات زیادی درباره نوروز کرده، معتقد است که مراسم این چهارشنبه ها از روزگاران پیش باقی مانده و جنبه ای فلسفی دارد.
او در این باره می گوید: «این عید ملی به آفرینش انسان مربوط است. درک انسان از هستی با چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش پیوند می خورد. از یک ماه مانده به عید نوروز در چهارشنبه های آخر سال جشن ها و مراسم مختلفی برگزار می شد که تا به امروز باقی مانده و به ما هم رسیده است.»
با وجود این امروزه از بین این چهار چهارشنبه تنها چهارشنبه آق شامی است که با شکوه زیاد برگزار می شود. در شام این روز در کوچه های باکو بخصوص در محله ایچری شهر بوته های بزرگ آتش افروخته می شود و پسرها و دخترها از روی آن می پرند. این مراسم با آنکه در دوره هایی از حکومت شوروی ممنوع بوده، ولی تا امروز به خوبی حفظ شده است.


باور به آتش به عنوان عنصری پاک کننده و برای دور کردن شر، از گذشته در فرهنگ های مختلف وجود داشته است. در ایران باستان نیز آتش عنصری مقدس بوده و ستایش می شده است.
در بعضی مراسم این عید، علائم زرتشتی خود را نشان می دهد. افروختن آتش و پریدن از روی آن و روشن کردن شمع از جمله آئین های زرتشتی است که به ما رسیده. بدین سبب زرتشتیان تصور می کنند که این جشن تنها از آنِ آنان است. بعد از آتش بازی بعضی بچه های آذری «پاپاق آتماق» می کنند که شبیه مراسم فالگوش در ایران است. در مراسم «پاپاق آتماق» یا کلاه گردانی اکثراً پسرها شرکت دارند. آنها درِ خانه همسایه را می زنند و صاحب خانه در کلاه آنها چیزهای خوردنی مانند شکر بوره، باقلوا، فندق، سیب و شکلات می گذارد.

 

نوروز ایرانی در باکو و اران و شروان و دربند


بعضی دختران نیز در این شب فالگوش می ایستند که به زبان آذری «گولاخ فالی» می گویند. آنها مخفیانه به سخنان همسایه گوش می دهند و آن را چنین تفسیر می کنند: «من پیش همسایه فال گوش ایستادم و شنیدم که مادری به بچه اش می گفت چراغ ها را روشن کن. برگشتم و از مادرم پرسیدم تعبیرش چیه؟ مادرم گفت که سال نو با روشنایی شروع می شه. تو چی شنیدی؟»


بعدازظهر روز آخر اسفند یا بیستم مارس، روز پیش از نوروز، گورستان های باکو مملو از کسانی است که به تعداد رفتگانشان، سینی های سمنو در دست دارند. بر روی بعضی گورها دو یا سه سینی سبزه گذاشته شده که نشانه این است که خانواده های چندی از خویشان آنجا حضور یافته اند. منظره گورستان در این روز حیرت انگیز است، گویی آذری ها مردگان خویش را نیز در جشن نوروز شرکت می دهند.
در شب پیش از نوروز همه افراد خانواده، در خانه یکی از بزرگترها جمع می شوند و شام را با هم می خورند. مهمترین و اصلی ترین خوراک نوروزی در آذربایجان ماهی است که باید حتماً سر سفره باشد. روی سر ماهی حلقه ای قرار می دهند که آن را باید بزرگترین دختر دم بخت خانواده در انگشت خود کند. براساس باورهای مردم، این کار دختر را خوشبخت می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 10:15  توسط sahand   | 

کاندیداهای ریاست جمهوری ایران هم میدانند مردم ایران تشنه وصل ایران شمالی هستند

 دبیرکل حزب‌الله ایران که خود را کاندیدای انتخابات آینده ریاست جمهوری معرفی کرده است، طی سخنانی وعده‌های تبلیغاتی انتخاباتی خود را مطرح کرد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی در مراسم افتتاح رسمی دفتر نمایندگی روزنامه حزب‌الله در بندرعباس، با بیان این‌که «حزب‌الله یک جریانی در متن دین است» تصریح کرد: یعنی هرکدام از حقایق دین ما دارای سه وجه فردی، مجموعی و اجتماعی هستند. فردی که در طول تاریخ تشیع بر روی آن کار زیاد شده است، بعد اجتماعی و حاکمیتی را مرحوم نواب و امام مطرح کردند و با اولین جرقه‌های آن نظام شاهنشاهی بر هم ریخت و انقلاب پیروز شد، ولی بعد سوم که همان بعد اجتماعی است، همچنان در غفلت قرار گرفته است. مرحوم شهید بهشتی اصل آن را خوب فهمید ولی نتوانست به آن برسد. برای او فرصتی باقی نماند.

وی هم‌چنین ابراز عقیده کرد: در روابط قانونی با غرب به معامله خواهیم پرداخت و آن‌ها را واردار خواهیم کرد همان‌گونه که پس از 99سال گسست هنگ کنگ به چین را پذیرفتند، باید با عمل به قرارداد ترکمانچای که 99سال از آن گذشته، سرزمین‌های شمالی را شرعا به ایران بازگردانیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 16:26  توسط sahand   | 

هشداری به آرانیهایی که ایرانی بودنشان را گاهی فراموش می کنند

نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سابقه جمهوری آذربایجان و یادآوی این کشور که زمانی جزیی از خاک ایران بوده است، گفت: ما اجازه نخواهیم داد، این کشور‌ها به هویت ملی و اسلامی ما توهین کنند؛ هیچ قدرتی، اجازه دخالت و تفرقه افکنی در ایران را ندارد.

به گزارش «تابناک»، حقیقت‌پور افزود: متأسفانه برخی کشور‌ها با برنامه‌ریزی در حال راه انداختن یکسری تفرقه‌ها در میان جوانان کشورمان هستند؛ سفیر ترکیه با لباس قرمز در بازی تراکتور سازی با پرچم ترکیه این تیم را تشویق می‌کند، تار ایرانی به نام جمهوری آذربایجان ثبت جهانی می‌شود و مولوی به نام کشور ترکیه درمی‌آید. این‌ها گمان نکنند که می‌توانند با این کارها در قومیت‌های ایرانی راه یابند و باعث تفرقه در میان آنان شوند.

ذکر این مهم لازم است، منصور حقیقت‌پور در مطلبی که در تاریخ ۲۱ دی ماه با نام «مایلم گلستان و ترکمنچای را دگر بار در آیینه ارس تماشا کنم»، خطاب به نمایندگان مجلس ملی جمهوری آذربایجان به ویژه سیاوش نوروزاف نگاشته بود، مباحث بیشتر و عمیق‌تری را با همتایان آذری خود در میان گذاشته و خواستار پاسخگویی آنان شده بود که به رغم انتشار گسترده آن در رسانه‌های آذری، پاسخی از سوی سیاوش نوروزاف یا دیگر نمایندگان آذری داده نشد؛ بنابراین، نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با نگارش نامه‌ای، ضمن طرح برخی مسائل جدید، بار دیگر از نمایندگان پارلمان باکو برای گفت‌و‌گوی صمیمی دعوت کرده است.

متن نامه اخیر دکتر حقیقت‌پور به شرح زیر است:

بسمه تعالی

از پارلمان تهران

به پارلمان باکو

سلام نوروز خان

قریب یک ماه از تاریخ نگارش آخرین نامه‌ام به شما می‌گذرد، لیکن جنابعالی تا کنون بر خلاف اظهارات خود که در نامه‌های قبلی‌تان برای مناظره اعلام آمادگی نموده بودید، پاسخی به پیشنهادهای مشخص و شفاف اینجانب نداده‌اید؛ لذا لازم دیدم با نگارش این نامه، دوباره از شما برای انجام گفت‌و‌گویی صمیمی و متقابل در ایران و جمهوری آذربایجان دعوت کنم تا در حضور اصحاب علم و رسانه دو کشور در خصوص واقعیت‌هایی که مدت‌هاست در پوششی از تحریف کتمان شده‌اند، گفت‌و‌گو نماییم.

نوروز خان؛ چند روز پیش میلاد پیامبر اکرم (ص) را پشت سر گذاشتیم، می‌دانم که این روز در کشور شما تعطیل رسمی نیست. راستی به عنوان یک مسلمان، اقدامی برای تعظیم این روز در جمهوری آذربایجان انجام داده‌اید؟ آیا اصلا ‌شناختی از پیامبر دارید؟ می‌دانید که ایشان تا چه اندازه به کرامت انسان‌ها توجه می‌نمودند و می‌دانید چه اهمیتی به حجاب زنان می‌دادند؟‌‌ همان حجابی که اکنون چند سالی است آن را رسما در مدارس متوسطه و به صورت غیر رسمی در کل جمهوری آذربایجان ممنوع نموده‌اید؟ البته می‌دانم که شما در مجلس مصوبه‌ای در این خصوص نداشته‌اید، ولی آیا شما نمی‌توانید به بخشنامه ضد اسلامی وزیر تحصیل کشورتان واکنش نشان داده و آن را لغو نمایید.؛ آیا نمی‌توانید ممنوعیت صدور اسناد هویتی با پوشش اسلامی را لغو نمایید و...؟!

راستی آقای نوروزخان شما به عنوان نماینده پارلمانی که از جمله اقدامات آن، لغو ممنوعیت همجنس بازی در کشورتان است، چه احساسی دارید؟ آیا می‌دانید عضویت در شورای اروپا و یا هر سازمان و نهاد بین‌المللی دیگر به قیمت زیر پا گذاشتن قوانین مسلم اسلامی چه عواقب ناخوشایندی در دنیا و آخرت دارد و... ؟

آقای نوروزخان، قرار بود اول نوروز در دو سوی ارس و در یک اقدام نمادین، همدیگر را ملاقات کنیم. نگرانم شما با آن تقویم میلادی که به جای تقویم ملی و اسلامی‌تان به شما عرضه داشته‌اند، نتوانی روز اول نوروز را تشخیص دهید. اصلا آیا شما و دوستانتان در پارلمان باکو به این اندیشیده‌اید که روس‌ها چرا تقویم اسلامی و الفبای قرآنی شما را گرفتند و در مقابل تقویم میلادی و الفبای کریل را به شما دادند؟! آیا در کشورتان و در پارلمان این آزادی وجود دارد که بتوانید در این خصوص گفت‌و‌گو کنید؟ آیا می‌دانید با مصادره تقویم اسلامی و الفبای قرآنی ظلم بزرگی به تاریخ و فرهنگ شما وارد شده است؟ آیا نمی‌خواهید برای جبران آن و بازگرداندن تقویم به تقویم ملی و اسلامی خویش که‌‌ همان تقویم هجری شمسی است، کاری انجام دهید؟ اگر در پارلمان باکو همین یک کار را بتوانید اجرایی نمایید، خدمت بزرگی به مردم مسلمان جمهوری آذربایجان نموده‌اید، چرا که آنان راحت‌تر می‌توانند مناسبت‌های ملی و اسلامی خویش را تعظیم کنند.

آقای سیاوش نوروزاف! همچنان منتظر پاسخ شما هستم. امیدوارم در خصوص آنچه در این نامه مذکور افتاد تفکر نمایید، چه این که در فرهنگ اسلامی تفکر ارزش والایی دارد.

منصور حقیقت‌پور، نماینده مردم اردبیل، نیر و سرعین در مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 16:23  توسط sahand   | 

در خواستي مهم و قابل تامل از دولت ايران

دکتر حمیداف :

دولت باکو از گرایش  روزافزون مردم به ایران واهمه دارد

 

به دنبال انجام مصاحبه های دنباله دار و هفتگی توسط برخی کارمندان ریاست جمهوری باکو علیه ایران ، دکتر عاکف حمیداف کارشناس مستقل سیاسی در باکو ، با مضحکه دانستن مصاحبه های اداری و سفارشی کارکنان نهاد ریاست جمهوری از جمله مصاحبه های هفتگی فردی به نام " مبارز احمد یوغلی " گفت : نامیرده  کارمند کاخ ریاست جمهوری  باکو است که با دستگاه امنیتی الهام علی اف موسوم به ام – تی – ان نیز روابط نزدیکی دارد و تردیدی نیست که مصاحبه های وی به سفارش مسولان امنیتی انجام میشود.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از " اسلام سسی " ( صدای اسلام ) دکتر حمیداف  گفت : به دنبال تشنجهای اخیر در روابط باکو با ایران که به علت سفرهای پی در پی مقامات صهیونیستی به باکو ، خرید چندین میلیارد دلار سلاح توسط دولت باکو از اسراییل ، تامین نفت رژیم صهیونیستی توسط دولت باکو و همکاری دولت باکو در ترور دانشمندان هسته ای ایران  به وقوع پیوست ، تبلیغات رژِم باکو علیه ایران تشدید شد . اگر چه این تبلیغات همواره وجود داشته است اما اخیرا تشدید شده و کار به جایی رسیده که به سفارش مسولان امنیتی  برخی کارمندان دولتی از جمله مبارز احمد یوغلی موظف شده اند به صورت مستمر مصاحبه های مطبوعاتی علیه جمهوری اسلامی انجام دهند.

دکتر عاکف حمیداف گفت : این شخص اخیرا مصاحبه کرده و گفته است که در ایران پیرامون نهادهای قانونی درباره روابط با دولت باکو اختلاف نظر جدی وجود دارد و گفته است که دولت ایران از ایده " آذربایجان واحد " میترسد ! اما واقعیت امر این است که از دوره شوروی مقامات  حزب کمونیست و اکنون مقاما ت حزب ( یئنی آذربایجان ) از گرایش مردم برای  الحاق به ایران نگران هستند و واهمه دارند . این  یک واقعیت تاریخی است که  جمهوری آذربایجان که در ایران به آن " ایران شمالی " گفته میشود  با جنگ و زور از ایران جدا شده و مردم ما  هرگز به این جدایی راضی نبوده اند.

حمید اف افزود : مسلمانان قفقاز بعد از جدایی از ایران هرگز روی خوش ندیده اند و کشته شدن صدها هزار تن از مسلمانان قفقاز بخصوص آذریهای قفقاز در جنگ جهانی اول ، تصفیه های خونین استالین ، جنگ جهانی دوم و جنگ قره باغ از مصیبتهایی است که به علت جدایی از ایران متحمل شده ایم و  از اینها مهمتر اینکه  مسلمانان قفقاز بعد از جدایی از ایران اسیر حکومتهای دیکتاتوری و ضد اسلامی بوده اند . از حکومت روسیه تزاری تا حکومت حزب کمونیست روسیه و اکنون حزب ضد اسلامی حیدر علی اف . هر سه این حکومتها در جهت ضد اسلامی مشترک اند . با این حال  در حکومت کنونی ، نفوذ صهیونیستها در کشور نیز بر دردهای ما اضافه شده است.

حمیداف افزود : تردیدی نیست که  اگر فضای تبلیغاتی سالم باشد و مردم جمهوری آذربایجان با واقعیتهای ایران اسلامی بخصوص واقعیت های استانهای آذری نشین آشنا شوند ، گرایش برای الحاق به ایران تشدید خواهد شد . به همین دلیل دولت باکو و نیز رسانه های غربی که به زبان آذری برنامه پخش می کنند ، تلاش دارند تا سیمایی منفی از ایران در ذهن مردم جمهوری  آذربایجان ( ایران شمالی ) ترسیم کنند و از الحاق دوباره مردم  به وطنی که از ان جدا شده اند جلوگیری کنند.

وی افزود : ایده پان آذریسم مانند دیگر ایده های مشابه از جمله پان ترکیسم ، پان عربیسم ، پان فارسیسم ، پان کردیسم  یک ایده ضد اسلامی و نژادپرستانه است که  ریشه در تئوریهای نژادپرستانه و ضد اسلامی اروپایی ها دارد . دولت باکو با طرح این ایده تلاش میکند تا با گرایشات اسلامی و ایرانی مردم مقابله کند. ولی سطح فکر و فرهنگ نخبگان و فرهیختگان مسلمان بالاتر از ان است که در دام اینگونه ایده های کلیشه ای و نژادپرستانه و قومی گرفتار شوند.

دکتر حمیداف گفت : اگر دولت ایران سیاستهای هوشمندانه ای درباره  مسلمانان قفقاز داشته باشد و با نگاه به دیروز و آینده ، راهبرد حمایت های اموزشی – سیاسی  و اقتصادی از مسلمانان قفقاز را طرحریزی کند ، تردیدی نیست که آینده منطقه آینده روشنی خواهد بود . مهم این است که سیاستهای ایران بایستی طوری باشد که مسلمانان قفقاز که اغلب شیعه هستند باور داشته باشند که دولت ایران تکیه گاه انهاست . در اینصورت خود آنها تصمیم خواهندگرفت که لکه های سیاه گلستان و ترکمانچای را چگونه باید از دامن تاریخ پاک کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 12:43  توسط sahand   | 

فرصتهای تاریخی یک به یک از دست رفتند باید تدبیر دیگر نمود

فرصتی که برای باز گرداندن خاک ایران از دست رفت
دو دشمن از دو سو ریسمانی به گلوی کسی انداختند که او را خفه کنند. هر کدام یک سر ریسمان را گرفته می‌کشیدند و آن بدبخت در میان تقلا می‌کرد، آنگاه یکی از آن دو خصم یک سر ریسمان را‌‌‌‌ رها کرد و گفت ای بیچاره من با تو برادرم و مرد بدبخت (ایران) نجات یافت. آن مرد که ریسمان گلوی ما را‌‌‌‌ رها کرده لنین است.
کد خبر: ۲۹۲۷۴۹
تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۱

اواخر آذرماه، سالگرد روزهایی از تاریخ مشترک ایران و همسایه وسیع شمالی خود است که از دو زوایه متفاوت است. اول این که در یکی از معدود مقاطع تاریخ ایران، مردم ایران به همسایه شمالی خود نگاهی مثبت داشته‌اند و دوم این که می‌شود این احتمال را داد که فرصتی هر چند دشوار برای بر گرداندن بخش‌هایی که به زور از ایران جدا شده است، از دست رفته است.

در دوران روسیه تزاری، ایران و روسیه در ابتدای دوره قاجار در جنگهایی با یکدیگر درگیر شدند که در نتیجه شکست ایران، بخش‌های زیادی از شمال ایران به زور از ایران جدا شد و شرایط سخت دیگری نیز به ایران تحمیل شد. بعدا و با تضعیف بیشتر ایران، در اوت 1907، انگلیس و روسیه تزاری قراردادی را در سن‌پترزبورگ امضا کرده و ایران را میان خود به دو منطقه نفوذ تقسیم کردند.

شاه وقت یعنی محمدعلی شاه قاجار به روسیه، و مجلس که از عمر آن یک سال بیشتر نمی گذشت به انگلستان نزدیک بود. با وجود این، مجلس پس از دریافت نسخه ای از موافقتنامه آن را فوراً رد کرد و علی اصغر خان اتابک نخست وزیر هنگام خروج از مجلس ترور شد. انگلستان بدون اعتناء به تصمیم مجلس، یک واحد نظامی به نام «اس. پی. آر» ایجاد کرد و روسیه نیز در منطقه نفوذ خویش واحد قزاق به وجود آورد.

این بی‌اعتنایی به استقلال ایران ادامه داشت تا این که در اواخر جنگ جهانی اول، کمونیست‌ها در روسیه انقلاب کردند و رژیم تزاری را سرنگون کردند.

لنین که پیش از انقلاب در روسیه نیز، در نوشته‌های خود از جنبش مشروطه در ایران حمایت می‌کرد برای نشان دادن تفاوت خود با حکومت ظالم تزارها، تصمیم گرفت اعلام کند روسیه تغییر کرده و دیگر نمی‌خواهد به ملل اطراف ظلم کند و به همین دلیل روسيه در چند اعلاميه جداگانه قراردادهاي تحميلي دولت تزاري روسيه به ايران و امتيازهاي كسب شده از ايران را لغو و از بدهي‌هاي پولي ايران به روسيه صرف نظر كرد.

لنين شخصا در اعلاميه اي كه به امضاي او صادر شد عهدنامه اوت سال1907 انگلستان و روسيه مبنی تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ را باطل اعلام کرد و تاكيد كرد كه هرگونه قرادادي كه با استقلال، حاكميت ملي، تماميت ارضي و آزادي ايرانيان مغايرت داشته و آن را محدود كند از اين لحظه بي اثر و كان لم يكن است و همه را پاره كرده و ديگر وجود خارجي كه بتوان به آنها استناد كرد نخواهند داشت.

ادعا می‌شود، اگر مقامات ایرانی که از تحولات آن روز جهان چیز زیادی نمی‌دانستند، از تغییرات عمیق در روسیه آگاه بودند و درخواست بازگرداندن مناطق جدا شده از ایران را به خاک خود مطرح می‌کردند، بعید نبود که انقلابیون پر شور روس به خاظر مشکلات فراوانی که در این منطقه داشتند با درخواست ایران موافقت کنند.

استفاده‌ای که از این فرصت شد، آن بود که دولت ایران در مرداد ۱۲۹۷ (۲۷ ژوئیه ۱۹۱۸) در مصوبه‌ای الغای قرارداد ترکمانچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام نماید و از جمله امتیاز کاپیتولاسیون برای اتباع روسیه را لغو کند. البته پیش از ان و در فاصله کمتر از یک ماه از صدور اعلامیه لنین، روسیه نیروهای خود را از ایران خارج کرده بود.

بعدها دو طرف در سال 1921، قرارداد جدیدی امضا کردند که در فصل اول و دوم آن چنین آمده است: «... یک مرتبه دیگر رسما اعلام می‌نماید که از سیاست جابرانه دولت‌های مستعمراتی روسیه ـ که به اراده کارگران و دهقانان این مملکت سرنگون شد ـ نسبت به ایران تعقیب می‌نمود، قطعا صرف نظر می‌نماید. نظر به آنچه گفته شد و با اشتیاق به این که ملت ایران، مستقل و سعادتمند شده و بتوانند آزادانه در دارایی خود تصرفات لازمه را بنماید، دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقاولات و قراردادها را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقوق ملت ایران را تضییع می‌نمود، ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان می‌نماید».

هر چند با گذر زمان، روسیه کمونیست هم به اتحاد شوروی تبدیل شد و روشهای توسعه‌طلبانه قبلی را در پیش گرفت اما تغییر از دولت تزاری به یک دولت مدعی برابری و برادری چنان در جامعه ایران با استقبال مواجه شد که شاعران ایرانی حتی در وصف لنین مداحی نیز کردند!.

ابتدا لنین پیامی به ملت‌های منطقه داد که در آن آمده بود: «رفقا!، برادران! وقایع عمده در خاک روسیه در جریان است. خاتمه مجازات خونینی که از برای تقسیم کردن ممالک دیگران شروع شده بود نزدیک می‌شود. سلطنت وحشیانه که زندگانی ملل عالم را بنده خود قرار داده بود مقهور گردید. عمارت کهنه و پوسیده استبداد و بندگی در زیر ضربات انقلاب روس خراب می‌شود حکومت مملکت در دست ملت است روسیه در این مقصود مقدس تنها است هندوستان دوردست که قرون متمادی تحت ظلم و فشار درندگان متمدن اروپا واقع شده بود بیرق انقلاب برافراشته سلطنت غارت و زور سرمایه‌داران منقرض گردید. مسلمانان مشرق!، ایرانیان!، ترک‌ها، عرب‌ها!، هندی‌ها!، تمام طوایفی که سباع حریص اروپا زندگی و دارایی و آزادی شما را در قرون متوالی مال‌التجاره از برای خود قرار داده و غارتگران جنگجو می‌خواهند ممالکتان را تقسیم کنند! ما اعلام می‌کنیم که عهدنامه سری راجع به تقسیم کشور ایران محو و پاره گردید و همین که عملیات جنگی خاتمه یابد، قشون روس از ایران خارج می‌شود و حق تعیین مقدرات ایران به دست ایرانیان تأمین خواهد شد در این موقع که حتی مسلمانان هند که تحت ظلم و فشار بیگانه کوبیده و فشرده شده‌اند بر ضد ستمکاران شورش می‌کنند نباید خاموش نشست. فرصت را غنیمت و غاصبین را از اراضی خود دور اندازید. ما ملل مظلومه را برای استخلاص زیر پرچم‌های خود جای می‌دهیم. ای مسلمانان روسیه! ای مسلمانان مشرق زمین! ما در این راه تجدید حیات عالم از جانب شما انتظار هم‌عقیدگی و مساعدت داریم.»

در واکنش به این تغییرات ملک‌الشعرای بهار چنان بر سر ذوق آمد که در باره تغییر روابط دو طرف گفته است: «دو دشمن از دو سو ریسمانی به گلوی کسی انداختند که او را خفه کنند. هر کدام یک سر ریسمان را گرفته می‌کشیدند و آن بدبخت در میان تقلا می‌کرد، آنگاه یکی از آن دو خصم یک سر ریسمان را‌‌‌‌ رها کرد و گفت ای بیچاره من با تو برادرم و مرد بدبخت (ایران) نجات یافت. آن مرد که ریسمان گلوی ما را‌‌‌‌ رها کرده لنین است.»

عارف قزوینی، که این روزها شعر وی با شروع « از خون جوانان وطن لاله دمیده. از ماتم سرو قدشان سرو خمیده. » مشهورتر است، لنین را "فرشته رحمت" نام نهاد و از او خواست قدم رنجه کرده و قدمش را روی "تخم چشم" عارف بگذارد. جالب این است که مانند ایرانی‌هایی که به شوخی گفته می‌شود بر سر قبر روسهای کمونیست و ملحد فاتحه خوانده‌اند!، عارف نیز شعر در مورد لنین را با صلوات بر پیامبر آمیخته است!

ای لنین ‌ای فرشته رحمت

قدمی رنجه کن تو بی‌زحمت

تخم چشم من آشیانه توست

پس کـَرَم کن که خانه خانه ‌توست

یا خرابش بکن یا آباد

رحمت حق به امتحان تو باد

بلشویک است خضر راه نجات

بر محمد و آل او صلوات

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1391ساعت 21:14  توسط sahand   | 

جدايي خانات ايروان ، اردوباد ، بخشي از مغان و شروان ، نخجوان و دو سوم تالش در زمان .....

نگاهی نو به سرزمین‌های ایرانی که در طول زمامداری پادشاهان بی لیاقت و ضد ملی حاکم بر ایران در کمتر از دویست سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند بسیار آموزنده خواهد بود. این سرزمین‌ها یا بر اثر جنگ‌های نابرابر و یا با قرارداد‌های خفت بار و تحقیر آمیز منعقد شده بین شاهان ضعیف ایران و قدرت‌های استعماری  بر ایرانیان تحمیل شده است از این روی مرور تاریخ معاصر و حوادث غم انگیز تجزیه ایران بزرگ می‌تواند ما را در  شناخت حدود واقعی مرز‌های ایران بزرگ و حفاظت هر چه جدی تر از ایران امروز که یک سوم سرزمین‌های واقعی ایران بزرگ را در بر می‌گیرد مصمم تر سازد.

بی لیاقتی قاجاریان و از دست دادن ۷۰ درصد از سرزمین های ایران بزرگ

نقشه‌های ایران پیش و پس از قاجاریه نشان از تجزیه بخش‌های متعددی از ایران دارد بخش‌هایی که به ویژه در دوران  37 ساله حکومت فتحعلی شاه قاجار پس از جنگ‌های پردامنه ایران و روسیه از ایران جدا شدند به بیش از 273000 کیلومتر مربع می‌رسند و در دوران  حدودا پنجاه ساله  حکومت ناصرالدین شاه قاجار نیز جدایی بیش از 2196500کیلومتر مربع از سرزمین‌های تاریخی ایرانیان به وقوع پیوست و آخرین تجزیه نیز در سال 1970 با جدا شدن استان چهاردهم ایران یعنی بحرین به وقوع پیوست. آن چه در این میان حایز اهمیت است این که پس از جدایی غیر قانونی بحرین از ایران در سال 1970 میلادی که هیچ گاه به تایید ملت ایران نرسیده توطئه دشمنان ایران زمین برای ادامه تجزیه ایران همچنان در دست اجرا است که این بار با بهانه‌هایی نظیر تنوع زبانی و گویشی اقوام ایرانی و تبلیغ فدرالیسم قومی سیاسی ابعاد و شکل جدیدی پیدا کرده است. نقشه‌های شوم برنارد لوییس انگلیسی جهت تبدیل ایران به ایرانستان که در نقشه پیوست نمایان است و نقشه تهیه شده توسط رالف پیترز و نیز نقشه خاورمیانه بزرگ با ایران تجزیه شده تنها بخشی از زوایای توطئه‌های موجود برای تجزیه باقیمانده سرزمین‌های بزرگ ایران ارزیابی می‌شود که هوشیاری هر چه بیشتر ایرانیان به ویژه دست اندرکاران سیاست خارجی ایران  را برای مقابله با هر اقدامی که منافع بلند مدت ملی و تمامیت ارضی ایران را توسط بیگانگان ضد ایرانی فراهم نماید به ویژه در شاخاب پارس و دریای کاسپین می‌طلبد.


نقشه سرزمین‌های ایرانی در سال 1814(پس از قرارداد گلستان که بخش عمده قفقاز از ایران جدا شد)



 نقشه تجزیه ایران در قرارداد 1907(که عملی نشد) 



سرزمین‌های جدا شده از ایران تا پایان دوره قاجاریه


 نقشه تجزیه ایران و تبدیل آن به ایرانستان توسط پدر تجزیه ایران برنارد لوییس(1978)





 نقشه تجزیه ایران توسط رالف پیترز




نقشه تجزیه ایران توسط پنتاگون


 نقشه واقعی سرزمین تاریخی ایران(تهیه شده توسط اطلس عرب) 

دکتر میر مهرداد میرسنجری
سایت تابناک

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت 14:30  توسط sahand   |