X
تبلیغات
انتظار وصل ايران شمالي

انتظار وصل ايران شمالي

احياي گستره فرهنگ وخاك ايران بزرگ

آقاي ظريف حتما يادت هست سهم ايران برا ساس قراردادهاي بين المللي 50% است

نسخه چاپيارسال به دوستان
ظریف امروز به مسکو می‌رود/ شرکت در اجلاس وزرای خارجه ۵ کشور ساحلی خزر

وزیر امور خارجه کشورمان به منظور شرکت در اجلاس وزرای خارجه ۵ کشور ساحلی دریای خزر امروز ـ دوشنبه ـ راهی مسکو می‌شود.

خبرگزاری فارس: ظریف امروز به مسکو می‌رود/ شرکت در اجلاس وزرای خارجه ۵ کشور ساحلی خزر

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، محمدجواد ظریف به منظور شرکت در اجلاس وزرای خارجه 5 کشور ساحلی دریای خزر (ایران، آذربایجان، ترکمنستان، روسیه، قزاقستان) امروز (دوشنبه) راهی مسکو محل برگزاری این اجلاس می‌شود.

نشست وزرای خارجه قرار است فردا (سه‌شنبه) در مسکو برگزار شود و دستورکار این نشست بررسی پیش نویس بیانیه چهارمین نشست سران کشورهای ساحلی دریای خزر است که قرار است شهریور ماه در آستاراخان روسیه برگزار شود.

نشست مقدماتی و کارشناسی 5 کشور ساحلی امروز (دوشنبه) در محل ساختمان مرکز تجارت جهانی در مسکو در حال برگزاری است و ابراهیم رحیم‌پور معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه ریاست هیآت ایرانی در این نشست را برعهده دارد.

ظریف در این سفر ضمن دیدار و گفت‌وگو با سرگئی لاوروف همتای روس خود با دیگر مقامات شرکت کننده در این نشست به رایزنی می‌پردازد.

این دومین سفر ظریف به مسکو در طی تصدی این سمت است. اولین سفر ظریف به روسیه اواخر سال 92 صورت گرفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 13:12  توسط sahand   | 

سفر استاندار استان آران به ایران

فردا (چهارشنبه) رییس‌جمهور آذربایجان(جعلی) جهت انجام سفری یک روزه به تهران سفر خواهد کرد.

به گزارش ایسنا، الهام علی‌اف فردا (چهارشنبه)در بدو ورود در پاویون جمهوری فرودگاه مهرآباد مورد استقبال محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار خواهد گرفت.

وی همچنین در ساختمان جمهوری مجموعه سعدآباد مورد استقبال رییس‌جمهور نیز قرار خواهد گرفت و با حسن روحانی دیدار و گفت‌وگو خواهد کرد.

وی در جریان سفر یک روزه خود به تهران با تعداد دیگری از مقامات جمهوری اسلامی ایران دیدار می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 19:42  توسط sahand   | 

توطئه ای بزرگ در کمرنگ کردن ملیت ایرانیان و زبان ملی در حال شکل گیریست

اکثریت اعضاء فرهنگستان زبان و ادب فارسی با مخالفت در موضوع آموزش به زبان مادری به وسیله آموزش و پرورش در استانها که اخیرا از سوی دولت اعلام شده است این مسئله را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کمرنگ کردن این زبان عنوان کردند.

به گزارش مهر، حجت الاسلام محی‌الدین بهرام محمدیان رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی کشور ظهر امروز دوشنبه هفتم بهمن در نشست وزیر آموزش و پرورش با رئیس و اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سخنانی با تاکید بر قرار گرفتن ساعاتی رسمی در برنامه درسی مدارس برای موضوع گفتگو، کتابخوانی و انشاء گفت: پیشتر از این درسی را با عنوان زبان و ادبیات فارسی به صورت 4 ساعته در مدارس تدریس می‌کردیم که موضوع انشاء نیز به صورت تلفیقی با آنها دیده می‌شد اما در طرح جدید که در انتظار تصویب شورای عالی آموزش و پرورش است بحث انشاء و کتابخوانی به صورت مستقل دیده شده است.

حجت الاسلام محمدیان به موضوع رسم الخط زبان فارسی نیز اشاره کرد و گفت: پیمان ما رعایت رسم الخط  فرهنگستان است و من هم به این موضوع تعصب دارم البته استثناهایی هم بود و در این زمینه فرهنگستان قبلا به ما مجوزهایی داده بود. جدای از این برای ترویج زبان فارسی در کتاب‌های درسی نیز 800 واژه بیگانه از کتابهای درسی به ویژه از کتابهای علوم پایه انتخاب کردیم و به فرهنگستان دادیم که امیدواریم به زودی بررسی شوند و معادل آنها به ما معرفی شود؛ هر چند که برخی از مولفان ما به دلیل نیازی که داشتند در تالیف کتابهای درسی دست به گزینش هم زده‌اند.

وی به موضوع ویرایش نیز اشاره کرد و گفت: تمام کتابهای درسی ویراستار خودش را داراست اما گاهی شلوغی کارها باعث می شود که ما توجه‌مان به این موضوع کم شود با این حال اگر مطلب خلاف واقعی در کتابهای درسی از حیث ویرایش دیده شود، ویراستار آن جریمه می‌شود هر چند که به اعتقاد من برخی از موضوع ویراستاری به سلیقه ویراستار بر می‌گردد.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی کشور ادامه داد: من نمی‌گویم که 1150 عنوان کتاب درسی بدون مشکل است اما اولویت اصلاح ما با کتابهای تازه و جدیدمان است که کمک شما را نیز می‌طلبد.

وی در ادامه به طرح برخی از درخواست‌هایش از فرهنگستان زبان و ادب فارسی پرداخت و گفت: من دوست دارم فرهنگستان به ما بگوید که در مورد روش علمی آموزش زبان فارسی چه مطالعه‌ای انجام داده است و چه مرامنامه‌ای برای آن دارد. ما در سالهای اخیر برای کشور افغانستان کتابهای درسی تالیف کردیم هر چند که در این موضوع با دوستان افغان اختلاف نظرهایی هم داشتیم اما در مجموع به این نتیجه رسیدیم که متن قابل اتکا و استنادی برای موضوع آموزش زبان فارسی وجود ندارد.

حجت الاسلام محمدیان همچنین به موضوع انتشار کتابهای درسی پایه در تاجیکستان اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در حال حاضر تاجیکستان از ما خواسته است تا کتابهای درسی دوره های ابتدایی اش را نیز تالیف و منتشر کنیم اما سئوال من این است که چه حمایتی از ما در این زمینه خواهد شد. ما با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مذاکراتی داشتیم اما چیزی نصیبمان نشد. امیدواریم فرهنگستان بتواند به ما کمکی بکند. به ویژه اینکه در بسیاری از توافقنامه‌های وزیر آموزش و پرورش با کشورها و سازمانهای مختلف موضوع آموزش زبان فارسی دیده شده است اما روش مدونی برای آن نداریم.

وی ادامه داد: موضوع سیر تکوینی آموزش زبان فارسی در ایران نیز برای ما قابل توجه است و نمی دانیم چرا هیچ مطالعه‌ای در مورد آن نشده است.

ملاک آموزشی زبان فارسی؛ زبان معیار فارسی است

در ادامه این نشست حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب فارسی  با اشاره به اظهارات محمدیان و با تصریح بر اینکه در کشور ما موضوع آموزش علوم چندان جدی گرفته نمی‌شود گفت: موضوع آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان از برنامه‌های اصلی ما در بنیاد سعدی است. کل نیروی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان در سالهای گذشته 11 نفر بوده اما ما در بنیاد سعدی 200 نفر را برای این منظور در نظر گرفته‌ایم و یک معاونت آموزش و پژوهش برای آن تدارک دیده‌ایم که امیدوارم به کار شما نیز بیاید.

وی ادامه داد: مشخصا در پاسخ به آقای محمدیان باید بگویم معیار آموزشی ما در حوزه زبان فارسی، زبان معیار فارسی است البته زبانهای دیگری هم هستند که جایگاهشان معلوم است اما آنچه باید آموزش دیده شود زبان فارسی است.

واکنش منفی اعضای فرهنگستان زبان به موضوع آموزش زبانهای محلی

در ادامه این نشست محمد علی موحد عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در سخنان کوتاهی با اشاره به مباحث مطرح شده در این نشست به موضوع آموزش زبانهای محلی توسط دولت اشاره کرد و گفت: دولت باید از مداخله مستقیم در آموزش زبانهای محلی و بومی خودداری کند ما زبان معیاری داریم که زبان رسمی ما است اگر دولت بخواهد آن را فراموش کند و به حوزه زبانهای محلی وارد شود کار ما زار است.

روایت مرادی کرمانی از خرید کتاب‌های بُنجل توسط آموزش و پرورش

هوشمند مرادی کرمانی دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست در سخنانی با اشاره به مسئله کتابخوانی در مدارس گفت: من تاکنون کمتر شنیده‌ام که در مدارس ما دانش آموزش گریزان از کتابخوانی نباشد علتش هم آن است که کارهای عرضه شده در کتابخانه ها جذابیت ندارد و بر مبنای سلیقه های خاص خریداری شده است.

وی گفت: خیلی از ناشران به ما می گویند آموزش و پرورش کتابهای انباری، بی مولف و روی دست آنها مانده را برای کتابخانه ها خریداری می کنند که تاسف آور است.

نگاه تاسف انگیز به کنکور

حسین معصومی همدانی دیگر عضو فرهنگستان زبان نیز در این نشست در سخنانی اظهار داشت: سالهاست که در نظام آموزش و پرورش ما موفقیت را در پشت سر گذاشتن کنکور معرفی کرده‌ایم دانش آموز امروز ما وقت ندارد تا مطالعه کند و همه چیزش صرف کنکور می‌شود در این وضعیت وقتی صحبت از انشاء می‌شود، او می‌گوید انشاء برای موفقیت در کنکور چه کمکی به من می کند و پاسخی که از محیطش می گیرد این است: هیچ.

وی ادامه داد تا وقتی چنین نظام آموزشی داریم و به خوب گفتن و خوب نوشتن در آن پاداش نمی‌دهیم در بر روی همین پاشنه می چرخد. منظور من این است که در همه رشته‌ها باید دانش آموز را وادار کرد تا بنویسد.

در زبان مادری تنها پژوهش کنیم

محمد دبیر مقدم دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست به موضوع آموزش زبانهای محلی اشاره کرد و گفت: آنچه اهمیت دارد پژوهش و کار علمی انجام دادن روی این زبانهاست.بسیاری از آنها دارای  گونه ها و گویش‌های متعددی هستند که اگر قرار باشد یکی را برای آموزش انتخاب کنیم مطمئنا با مسائل و مسائل زیادی همراه خواهیم شد.

حد آموزش زبان مادری تعیین شود

بهاءالدین خرمشاهی دیگر عضو فرهنگستان نیز با اشاره به موضوع مورد توجه دبیر مقدم گفت: دولت باید حدود زبان مادری را تایید کند و بگوید تا چه اندازه ای و به چه شکلی این مسئله باید آموزش داده شود.

وی به رسم الخط کتابهای درسی اشاره کرد و گفت: شیوه فعلی آموزش و پرورش در رسم الخط کتابهای درسی جواب می دهد منتهی باید به آن فرصت داد.

برخی فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبانش

سلیم نیساری دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست گفت: عده‌ای فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبان آن قوم اما این موضوع بسیار خطرناک است ما در ایران شانس داشته ایم که یک فردوسی بزرگ توانسته پایه محکمی برای زبان فارسی ایجاد کند و ما امروز در کنار دین اسلام به داشتن چنین زبانی مفتخر شویم.

نیساری تاکید کرد: در بحث آموزش زبان مادری نباید طور  عمل کنیم که در ادامه دچار مشکلات متعدد شویم.

در بحث آموزش به زبان مادری بوی توطئه به مشام می‌رسد

فتح الله مجتبایی دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست موضوع آموزش زبان مادری در کشور را امری وارداتی نامید و گفت: شک ندارم که این موضوع از خارج به ایران آمده است قبل از این در هندوستان نیز این مسئله توسط انگلستان تجربه شد و امروز هم انگلستان و کشورهای شمالی ما هستند که می خواهند این مسئله را به ایران وارد کنند.

وی ادامه داد: بهترین وسیله برای عقب نگه داشتن یک ملت بی توجهی به زبان آن است اگر بخواهیم زبانهای مادری مان را به عنوان زبان علمی و آموزشی به کار ببندیم به طور حتم به گذشته برگشت خواهیم داشت و این موضوع خطرناک است و از آن بوی توطئه می‌آید.

در پایان این نشست غلامعلی حداد عادل نیز در سخنانی تاکید کرد: مواظب باشیم که مبادا از کیسه سرمایه های ملی مان همچون زبان فارسی برای پیروزی های موقت و بی حاصل جناحی خرج کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 20:7  توسط sahand   | 

غفلت از رشد زبان پارسي غفلت از رشد ايران است

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران گفت: ما بعد از انقلاب و در این ۳۵ سال بر اثر غفلت پذیرفته ایم تا فرهنگ بیگانه به زبان ما ورود پیدا کند و این یکی از دلایل اصلی فراموش کردن فارسی اصیل است.

حمیدرضا مقدم فر در گفتگو با خبرگزاری بسیج در خصوص بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر احیای زبان فارسی گفت: امروز احیای این زبان شیوا کار دشواری است اما شدنی است، ما بعد از انقلاب و در این 35 سال بر اثر غفلت پذیرفته ایم تا فرهنگ بیگانه به زبان ما ورود پیدا کند و این یکی از دلایل اصلی فراموش کردن فارسی اصیل است.

وی با بیان این که می توان آموزش زبان خارجی را در حوزه هایی که به آن زبان لازم است، تدریس کرد، افزود: ما پذیرفته ایم که آموزش زبان انگلیسی در مدارس کشور الزامی باشد و اخیرا طرح‌هایی مطرح شده است مبنی بر آموزش زبان خارجی در مقطع ابتدایی که اگر به تصویب برسد زبان فارسی را برای نسل آینده یک زبان بی ارزش خواهد شد.

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران بیان کرد: زبان انگلیسی یک زبان فرهنگ ساز بود و امروزه حتی شاهد ورود این زبان به دین شده ایم، به طوری که آیات قرآن و احادیث ائمه اطهار(ع) به این زبان بر روی دیوارها و پشت ماشین ها نقش بسته اند.

مقدم فر خاطرنشان کرد: روزی مردم ایران به زبان فارسی افتخار می کردند و آن را رشد می دادند به طوری که زبان فارسی در دنیا زبانی شناخته شده بود اما غفلت مسؤلین و مردم باعث شد تا این زبان به انزوا کشیده شود.

وی با بیان این که تذکر مقام معظم رهبری باعث شد تا ما به خود بیاییم و متوجه هجمه بیگانگان به این زبان شویم، اظهار کرد: احیا و حفظ زبان فارسی برای تمام افرادی که ولایت مدار هستند و عرق دینی، ملی و مذهبی دارند، یک امر واجب است.

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران به نقش تأثیر گذار بسیج و سپاه در حفظ و احیای زبان فارسی شاره کرد و گفت: امروز بسیج و سپاه که متشکل از نیروهای ولایت مدار و انقلابی است نیز وظیفه پاسداری از زبان فارسی را بر عهده دارند.

وی با بیان این که کارهایی که می توان برای احیای زبان فارسی انجام داد دو دسته هستند، عنوان کرد: یک سری از این تلاش ها ساختاری است و بر عهده مسئولان آموزشی و فرهنگی کشور است مثل تغییر روش تدریس زبان انگلیسی در مدارس، اما یک سری از کارها جنبه عملی دارند مثل تبلیغ زبان اصیل فارسی و اصلاح کلمات بیگانه که بر عهده مراکز فرهنگی و مردم است.

مقدم فر در پایان در خصوص فعالیت های معاونت فرهنگی سپاه برای حفظ زبان فارسی گفت: بعد از سخنرانی رهبر انقلاب در جمع شورای انقلاب فرهنگی و بیاناتی که در خصوص زبان فارسی داشتند، این موضوع در مرکز مطالعات راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اولویت های اصلی ما قرار گرفت و الان مطالعات ما در حال انجام است و در صدد این هستیم تا راهکارهای موجود را شناسایی کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 8:22  توسط sahand   | 

علیف استاندار آران افتخار دست بوسی ریاست جمهور ایران را پیدا کرد


به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ، حجت الاسلام و المسلمین دکترحسن روحانی در این دیدار، جمهوری آذربایجان را از بسیاری جهات به ملت ایران نزدیک دانست و گفت: ما با کشور دوست و همسایه آذربایجان اشتراکات زیادی داریم که سبب می شود پیشرفت و رفاه مردم آذربایجان برای ما از اهمیت زیادی برخوردار باشد.

رئیس جمهوری با بیان اینکه گسترش هر چه بیشتر روابط تجاری و اقتصادی میان تهران و باکو می تواند تعاملات میان دو کشور را مستحکم تر کند، افزود: جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا تجربیات خود در زمینه های گوناگون از جمله در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی را در اختیار کشور دوست و برادر آذربایجان قرار دهد.

الهام علی اف: اشتراکات گسترده فرهنگی، دو ملت ایران و آذربایجان را به هم پیوند داده است

در این دیدار علی اف رئیس جمهوری آذربایجان با تبریک پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری کشورمان ، اشتراکات ایران و جمهوری آذربایجان در مسائل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی را یکی از سرمایه ها و نقاط قوت در مناسبات دو کشور خواند و برای تحقق اهداف رئیس جمهوری کشورمان در دولت جدید آروزی موفقیت کرد.

علی اف با اشاره به اینکه میان دو ملت ایران و آذربایجان صفا و صمیمیت زیادی وجود دارد و با تاکید بر اینکه مردم کشورش ملت ایران را بسیار دوست دارند، گفت: اشتراکات گسترده فرهنگی، دو ملت ایران و آذربایجان را به هم پیوند داده است. ما دارای فرهنگ و دین مشترکی هستیم که می تواند زمینه ها برای گسترش روابط و نزدیکی بیشتر دو کشور و دو ملت را مضاعف کند.

بررسی مسائل مختلف منطقه ای ، مناسبات و اشتراکات فرهنگی، موضوع هسته ای ایران، توسعه همکاری های تجاری و اقتصادی میان ایران و آذربایجان از مهمترین محورهای بحث و تبادل نظر میان دو رئیس جمهوری بود.

در این دیدار طرفین از یکدیگر به طور رسمی برای سفر به پایتخت هایشان دعوت کردند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 14:18  توسط sahand   | 

سرزمین‌های از دست رفته و حقوق ملی ایران در دریای مازندران

دکتر میر مهرداد میرسنجری
کد خبر: ۶۳۲۳۶

  در روزهای اخیر پس از مدت ها سکوت، سهم 50درصدی ایران از این دریا به یکی از پرسش های اصلی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است.

تردیدی نمی توان داشت که غالب کشور های دنیا اصل منافع ملی را اولویت اصلی تعاملات بین المللی خود قرار می دهند و در این راستا از هر فرصتی برای گسترش قلمرو و استفاده حد اکثی از پتانسیل های موجود برای دستیابی به آن بهره می برند.دراین شرايط برای ایران نیز با همجواری با 16 کشور در مرز های خشکی و آبی خود زمینه های متعددی برای تهدید تمامیت ارضی وجود دارد. تاریخ ثابت کرده کشورهای استعماری در گذشته وبسیاری از همسایگان در حال حاضر مترصدند از هر فرصت تاریخی برای سهم گیری از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران استفاده کنند که نمونه بارز آن را مي توان از سویی در سخنان جلال طالباني رییس جمهور عراق درباره ضرورت لغو قرارداد 1975 الجزايرو ادعاهای مستمر امارات علیه حاکمیت ایران در جزایر سه گانه و نام خلیج فارس و از سوی دیگر در زیر پا گذاشتن قرارداد های معتبر 1921 و 1940ایران و شوروی و تضییع حقوق ایران در دریای مازندران توسط کشور های نو استقلال مشاهده کرد.

مروری بر تاریخ روابط ایران با همسایه شمالی می تواند در هوشیاری ایرانیان جهت حفظ و حراست از تمامیت ارضی ایران در خشکی و دریا روشنگر و هشدار دهنده باشد. انکار نمی توان کردکه هر گونه ساده انگاری در این موضوع تهدید جدی منافع ملی و تمامیت ارضی ایران زمین را به دنبال خواهد داشت.

دراین نوشتار به مروری از تاريخ درياي مازندران و چگونگی از دست رفتن سرزمین های ایران شمالی ،شامل قفقاز و نیز ساحل شرقی دریا(که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده )می پردازیم و مدارکی که نشان مي دهد ايران همواره يکي از دو مالک دريا بوده و حق سهم 50 درصدي ايران، نه یک رویا بلکه واقعیتی عینی داشته و دارد را مرور می کنیم.

دریای مازندران یا دریای خزر؟

به دلایل مختلف تاریخی برای دریای شمال ایران که تا کمتر از 200سال پیش کرانه های شرقی،غربی و جنوبی آن در اختیار ایران بود نام های گوناگونی ذکر شده است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1-دریای کاسپین: این نام در بسیاری از زبان‌های جهان برای اشاره به این دریاچه به‌کار می‌رود. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) گرفته شده‌است که ابتدا در کرانه‌های غربی تا جنوب غربی آن ساکن بوده‌اند و به تدریج تا کرانه‌های جنوبی آمدند. پژوهش های جدیدی که درباره ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مردمان گیلک زبان (که جوامع مردم‌شناسی در جهان ایشان را در انگلیسی به نام کاسپین می‌شناسند) از نوادگان همین اقوام بوده اند.

کاس‌ها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب می‌شوند، خود به دو دستهٔ کاس‌سی‌ها و کاس‌پی‌ها تقسیم می‌شدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سی‌پورد و سی‌بون و...) و «پی» به معنی جلگه است و به این صورت کاس‌های ساکن جلگه کاس‌پی‌ها نام گرفته‌اند.

وجود شهری به نام دروازه کاسپین (یا دربند) در باب ورودی مملکت باستانی تبرستان (که هم اکنون در استان تهران قرار دارد) گواهی دیگر بر این ادعاست. نام‌های کاشان و قزوین نیز موید این موضوع اند. در زبان گیلکی، واژه‌های پایان یافته با حرف /i/ با آوای /en/ جمع بسته می‌شوند و از این جهت، کاس‌های ساکن در جلگه در زبان گیلکی به صورت کاس‌پی‌ئن (käspien)تبدیل می‌شود. در واقع، واژهٔ کاسپین، برخلاف تصوراتی که آن را نامی انگلیسی یا صورت یونانی شدهٔ «کشوین» می‌دانند، نامی گیلکی می‌باشد.

2 -دریای مازندران یا تبرستان یا هیرکانیا: در اسنادی که در مؤسسات تاریخ شناسی روسیه است آمده، نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته است که ایرانیان این دریا را قرن‌ها دریای تبرستان می‌خواندند، ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران می‌خوانند ، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشه‌ها ثبت می‌گشته، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده‌است، از طرفی هیرکانیا که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت)، و نام‌های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بروی این دریا بوده‌است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده آن است) برمی گردد.

3-دریای کشوین (قزوین): بنا بر دیدگاه برخی قزوین و کاسپیَن به ترتیب عربی‌شده و یونانی‌شدهٔ نام باستانی آن کشوین می‌باشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین استفاده می‌شود. در زبان اردو نیز این دریا به نام بحیره قزوین خوانده می‌شود.

علاوه بر این سه نام اصلی در تاریخ،نام های دیگری نیز به طور مقطعی در کوتاه مدت به کار گرفته شده است که عبارتند از:

دریای باکو که در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان به کار می رفته است، دریای گرگان، دریای آبسکون، دریای تپورستان (تبرستان)، دریای ساری، فراخ‌کرت، دریای ديلم يا ديلمستان، دریای گیلان و دریای خزر

بنابراین نام رسمی و متداول تاریخی و بین المللی این دریا کاسپین بوده که قرن ها با نام دریای مازندران برای ایرانیان و دریای قزوین برای عرب ها شناخته شده است، نام هایی که همه بر ایرانی بودن این دریا دلالت دارند.

دلایل غیرمنطقی بودن کاربرد نام دریای خزر

پرسش مهمی که ذهن هر ایرانی را به خود معطوف می کند این است که چرا تنها ایرانیان در دنیا باید از نام خزر برای دریای شمال ایران استفاده نمایند و اساساآیاخزرها ایرانی بوده اند؟و اگر نه دلیل اصرار بر کاربرد این نام برای دریای شمال ایران توسط ایرانیان چیست؟

پاسخ این پرسش در متون تاریخی قابل دستیابی است:

خزرها مردمی غیر ایرانی، بیابان گرد ،نیمه وحشی و بت پرست از صحرا های آسیای مرکزی بودند که در آغاز به طور مقطعی شهر های ساحلی ایران در دریا را از جمله بادکوبه (باکو) مورد حمله و قتل و غارت قرار می دادند بنای استحکامات بزرگی چون شهر در بند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان ، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.

پس از کوچ از صحراها به ساحل شمالی دریای مازندران،خزرها در سده‌های آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای مازندران و جنوب روسیه و بخش‌هایی از اوکراین کنونی و شمال قفقاز امپراتوری‌ای را پایه گذاردند. آن ها همسایهٔ خلیفه‌گری اسلامی و پادشاهی روم بودند. طبقه حاکم آنان پس از مدتی از میان سه دین اسلام ،مسیحیت و یهودیت ،دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند.

خاقانات خزرها از اتحاد قبایل گوناگون تشکیل شده بود و در اوج قدرت خود (سده نهم میلادی) شامل غرب قزاقستان کنونی، جنوب روسیه، شرق اوکراین و بخش بزرگی از قفقاز (شامل داغستان، آذربایجان و گرجستان و غیره) و شبه جزیره کریمه می‌شد. خزرها در اکثر موارد متحد امپراتوری بیزانس بر علیه شاهنشاهی ساسانی بوده اند. بر اساس نظر برخی مورخان، آنها بوده اند که به دلیل ایستادگی در برابر حملات اعراب مانع یورش اعراب به اروپای شرقی شده اند.

یهودی‌های اشکنازی روس خزرها را نیاکان خود می‌دانند ولی از دید گروهی از ژن‌شناسان هرچند یهودیان اشکنازی ژن‌های بسیاری از اروپای شرقی گرفته اند، پذیرش اینکه آنها عمدتاً از خزرها هستند بعید است.

در سده دهم میلاد این امپراتوری به دست اسلاوهای شرقی (روس‌های کیف) به نابودی گراییدو در طول 1100 سال تا به امروز که ما ایرانیان از نام این قوم غیر ایرانی برای دریای شمال ایران استفاده می کنیم هیچ حضوری در عرصه تاریخ منطقه نداشته اند.

رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به پس از اشغالگری روس‌ها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی گردد. (منبع: کتابخانه دیجیتالی دید)که متاسفانه در چند سال اخیر مجددا شاهد رواج کاربرد این نام غیر متعارف هستیم.
حصار دربند در شمال قفقاز که برای جلوگیری از هجوم خزرها توسط ایرانیان ساخته شده است

پيشينه حضور ايران و روسيه در درياي کاسپین

از متون تاریخی بر می آید که از حدود دو هزار و پانصد سال گذشته تاکنون ايران همواره رابطه تنگاتنگي با این دريا داشته است. سواحل درياي مازندران همواره مسکن اقوام مختلف ايراني بوده که به ويژه در کرانه هاي شرقي، غربي و جنوبي اين دريا زندگي مي کرده اند. در مقاطع مختلف تاريخي کاسپي ها، تپورها، گيل ها، آماردها، هيرکاني ها و خزرها در اطراف دريا سکنی گزيده اند که به تبع آن نام هايي که در طول تاريخ به آن اطلاق شده است، مانند درياي مازندران، گيلان، طبرستان، هيرکاني، رشت، خراسان، قزوين، خوارزم و کاسپين به دليل ارتباط موثر و مستمري بوده که اين اقوام با اين پهنه آبي داشته اند.

تاريخ طولاني درياي کاسپین نشان دهنده اين واقعيت است که بعد از تثبيت حاکميت دولت هاي ايران و روسيه در امتداد سواحل اين درياچه، هميشه اين دو کشور مشترکاً صاحب حق بوده اند.

روس ها براي نخستين بار در طول سال هاي 908 تا 912 ميلادي به سواحل ايراني اين دريا تاختند و تجاوز آنها در سال هاي 943 و 944 ميلادي با حمله به بردعه (منطقه قره باغ امروزي) ادامه يافت. اوضاع درياي مازندران از اواسط سده پانزدهم ميلادي با فتح قسطنطنيه (استانبول امروزي) و در اوايل سده شانزدهم با برقراري سلطنت تزارها در روسيه به تدريج دگرگون شد و استيلابر اين دريا سرلوحه سياست هاي روسيه استعمارگر قرار گرفت.

با برقراري سلطنت خاندان رومانوف و قدرت يافتن پطرکبير، سياست روسيه در تجاوز به کشورهاي همسايه و آب هاي مرزي گسترش بيشتري يافت.

برنامه راهبردی تجاوز روس ها به جنوباین کشور بر اساس وصيت نامه منسوب به پطر بود که در سال 1610 ميلادي تنظيم شده و رئوس اهداف بلند مدت روسیه تزاری در توسعه ارضی را با تصرف تدریجی سرزمین های ایران و نزدیکی گام به گام به آب های گرم خلیج فارس مشخص می کرد.

بر این اساس در سال 1623 ميلادي تهاجم دوره يي به قلمروهاي مرز خاکي و آبي ايران در اران وشروان و گرجستان(در قفقاز) ونیز خیوه وخوارزم(درورارود یا ماوراءالنهر)آغاز شد. روس ها در اين تهاجم ها همواره با توسل به تنش هاي مرزي و با سوءاستفاده از اختلافات داخلي در ايران، طي جنگ هاي مختلف بخش هاي عمده يي از خاک ايران را جدا کردند.

نخستین قرارداد ایران و روسیه(1732 میلادی)

قديمي ترين قراردادي که بين ايران و روسيه منعقد شده و به مسائل درياي مازندران اشاره دارد، مربوط به 1732 ميلادي است که مقرر مي کند: «چنانچه کشتي تجاري متعلق به اتباع روسيه در درياي مازندران آسيب ديده و بيم آن مي رود که خساراتي به اموال آن وارد شود، از دولت ايران انتظار مي رود امکانات خود را به کار گيرد تا اموال مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد امکان براي نجات کشتي کمک کند.» از طرف ديگر در اين قرارداد از ايران خواسته شده است که اجازه توقف کشتي هاي تجاري روسي در بنادر خود را جهت تخليه کالاو بارگيري قائل شود. این قرارداد گویای استیلا و هژمونی آن روز نیروی دریایی ایران در دریای کاسپین است که روس ها را ناگزیر از استمداد از ایران کرده است.

گلستان و ترکمانچای آغازاز دست رفتن سرزمین های چهار سوی ایران

کشته شدن آقا محمد خان نخستین و تنها پادشاه مقتدر قاجار آغازی بود بر آشفتگی های داخل کشور که در پی آن سلطنت فتحعلی شاه، پادشاه بی کفایت قاجار، تسلط بیگانگان و از دست رفتن بسیاری از سرزمین های ایرانی شرق،غرب،شمال و جنوب ایران زمین را در پی داشت به گونه ای که تا پایان دوره قاجار وسعت سرزمین کهن ایران زمین به یک سوم مساحت واقعی آن کاهش یافت.پس از برپایی دو جنگ خانمانسوز و نابرابر ،‌دو قرارداد شوم گلستان ( در 29 شوال 1228 ه.ق. / 12 اکتبر 1813 م. ) و ترکمانچای ( پنجم شعبان 1243 ه.ق. / 22 فوریه 1828 م. ) به ایران تحمیل شد که بخش عمده ای از سرزمین های ایرانی در ناحیه قفقاز از پیکره حکومتی ایران زمین جدا شد و به اشغال روس ها در آمد.

جنگ های روس با ایران در هفتمین سال سلطنت فتحعلی شاه ( 1228 – 1218 ه.ق. / 1813 – 1804 م. ) آغاز شد و بر اساس معاهده گلستان‎ که در سال‎) ‎‏۱۸۱۳‏‎ (‎میلادی‎ ‎بین‎ ‎ایران‎ ‎و‎ ‎روسیه‎ ‎ ‎در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد شد مناطق بسیاری از ایران به اشغال روس ها در آمد.

از جمله مناطقی که از ایران جدا شدند عبارتند از: ‏
قره باغ، گنجه، خانات شکی، شیروان، قوبا شماخی، دربند، باکو، هر جا از ولایات مغان و تالش را که بالفعل در ‏تصرف روسیه بود. داغستان، گرجستان ‎
این قرارداد ايران را از داشتن نيروي دريايي در دریای مازندران نیز محروم و حقوق مسلم ايران را در این دریا پايمال کرد.
در جنگ های دوم ایران وروسیه که به دنبال اعتراض روحانیان شیعه و مردم استقلال خواه ایرانی علیه روس‌ها به وقوع پیوست ( 1243 – 1241 ه.ق. / 1828 – 1826 م. ) پس از شکست دوباره ایران و تحمیل معاهده دیگری در شانزده فصل و یک قرارداد الحاقی در سه فصل عهدنامه ترکمانچای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ منعقد گردید.

 این عهدنامه درزمان فتحعلی شاه قاجار با میانجیگری دولت انگلستان منعقد شد و به موجب آن ولایات ایروان و نخجوان نیز به روسیه واگذارشد و حق کشتیرانی در دریای مازندران مجدداً به کشتی‌های روسی واگذارشدو اتباع روسی براساس عهدنامه ترکمانچای از حق کاپیتولاسیون در ایران برخوردار شدند.

طی این قرارداد قلمروهای باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان، مناطق تالش و اردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد. ایران حق کشتی‌رانی در دریای مازندران را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور طلا به روسیه شد.

علاوه بر امضای معاهده ترکمانچای زیر فشار روس‌ها یک عهد نامه تجاری نیز با آنان به امضا رسید که تمام بازار ایران را بدون هیچ مانعی در اختیار روس‌ها قرار می‌داد.

در اين قرارداد استيلاي چند هزار ساله ايرانيان بر دريا ی مازندران لغو و ايران از حق کشتيراني در اين دريا محروم شد. این وضعيت تا وقوع انقلاب اکتبر 1917 و پيروزي کمونيست ها بر خاندان «تزار» ادامه داشت.

در ادامه دوران قاجار با مرگ محمد شاه و به سلطنت رسیدن ناصر الدین شاه ایران همچنان با تهدید های متعدد مرزیرو به رو بود. مانند جنگ آق دربند سرخس ( 1271 ه.ق. ) و تصرف آشوراده ( 1256 ه.ق. ) و بعد منطقه فیروزه(همگی در شمال شرقی ایران) توسط روس ها ،‌ حملاتی چند از جانب عثمانیان و قصد تصرف خرمشهر ، تصرف خارک یا جنگ بوشهر ( 1273 ه.ق. )، معاهده پاریس و جدایی شهر تاریخی و همیشه ایرانی هرات( 1273 ه.ق. / 1857 م. ) و افغانستان و دست اندازی های دیگر ، که در پی آن ایران شرقی هم از دست رفت.

پیمان آخال(1881 میلادی) که به جدایی شرق دریای مازندران از ایران انجامید

متاسفانه بسیاری از ایرانیان حتی با نام این پیمان ننگین نیز آشنا نیستندو کمتر در باره آن سخن گفته می شود. پیمانی که جدایی کرانه های شرقی دریای مازندران و سرزمین های گسترده ای از جمله (مرو) و شهر باستانی (نسا)(پایتخت باستانی اشکانیان ) و کل کشورترکمنستان فعلی را از ایران موجب شد.

روسها که تسخیر ورارود ایران زمین را هدف قرار داده بودند ، در سال 1290 ه.ق. ( 1873 م. ) خیوه را توسط کافمان ( Kaufman ) تسخیر کردند . همچنین با سرکوبی ترکمن های یموت در سال 1295 ه.ق. ( 1878 م. ) توسط سرتیب لازارف ( Lazarov ) و جنگ دیگر با همان قوم در سال 1297 ه.ق. ( 1880 م. ) توسط ژنرال اسکوبلف ( Skobelev ) و سرانجام ، با قتل عام اقوام ترکمن ( با گسیل قشون روس توسط راه آهن به گوگ تپه ) در سرتاسر شمال شرقی ایران هم همان وضع مشابه با قفقاز پیش آمد ، یعنی قرارداد دیگری به سان ترکمانچای ، در 29 محرم سال 1299 ه.ق. ( 9 دسامبر 1881 م. ) بر دولت ناتوان ایران تحمیل گردید .

این پیمان میان امپراتوری روسیه و ناصرالدین شاه قاجار در ۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ ( ۱۲۹۹ه.ق/۱۲۶۰ه.ش) برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن نشین شرق دریای مازندران بسته شد و به اشغال خوارزم به دست روسیه تزاری رسمیت بخشید. پس از این که امپراتوری روسیه اشغال کامل خاک ایران در بخش شمالی فلات ایران را در پیش گرفت. نیروهای فرماندهان میخائیل اسکوبلف ، ایوان لازارف و کنستانتین کافمن، پس از حملات گسترده، مناطق وسیعی از ورارود (آسیای میانه امروزی)و شرق دریای مازندران که تا آن گاه بخش های وسیعی از ایران بزرگ را تشکیل می دادند به اشغال خود در آوردند.و پادشاهضد ایرانی قاجار ناصرالدین شاه قاجار بی خیال از موضوع، تنها وزیر خارجه اش میرزا سعید خان معتمن الملک را به دیدار ایوان زینوویف فرستاد تا پیمانی را در تهران امضاء کنند.

با سرنهادن به این پیمان، دولت ایران از خاک خود در سرتاسر آسیای میانه : ترکستان و ورارود و شرق دریای مازندران چشم پوشی کرد و رود اترک را به عنوان مرز نوین، از قاجار به ارث برد. زان پس مرو ، سرخس ، عشق آباد و دورادور آن ها زیر فرمان الکساندر کومارف در آمدو جرئی از روسیه تزاری گشت که بعد ها به جمهوری ترکمنستان نام گذاری شد.

روس ها فقط به برپایی جنگ علیه ایران و تحمیل این سه قرارداد شوم و ظالمانه اکتفا نکردند ، بلکه به دفعات در تهدید مرزهای جدید زیاده طلبی نیز نشان دادند و چندین مرتبه نیز ، در این امر اختلافاتی را موجب شدند که از میان ، می توان به این پروتکل سال 1245 ه.ق. ( 1829 م. ) در ارتباط با مرزبندیهای جدید و تغییر اساسی اشاره کرد که با تحمیل پروتکل سال 1314 ه.ق. ( 1896 م. ) ، تغییر مجدد در رساندن مرز به محل التقای قراسو و ارس به نفع کشور ترکیه صورت گرفت .

اهدای منطقه مرزی فیروزه از سوی ناصرالدین شاه به امپراتور روسیه!!

پس از اشغال و جدا سازی مناطق شمال شرقی ایران، دولت روسیه در مورد تصاحب مناطق فیروزه و حصار دولت ضعیف ایران را تحت فشار قرار داد که سرانجام به امضای قرارداد جدیدی با امضای میرزا علی اصغرخان امین السلطان ( صدر اعظم ایران ) وپوتزف ( Potzev ) ( وزیر مختار روسیه ) در 23 ذیقعده سال 1310 ه.ق. ( 27 مه 1893 م. ) ، منجر شد که بر اساس فصول سه گانه اول قرارداد ، " اعلیحضرت شاهنشاه ایران ( ناصرالدین شاه ) ، از طرف خود و از طرف وارث خود منطقه فیروزه را کلا" به اعلیحضرت امپراتور کل ممالک روسیه واگذار کرده و در منطقه حصار نیز ، دگرگونی هایی را به سود روسیه پدید آوردند ."((؟؟!!))

قرارداد 1921 ایران و شوروی

پس از پیروزی بلشویک ها در انقلاب کمونیستی 1917 آنان براي حفظ و اشاعه انقلاب کمونيستي خود دست به اقداماتي سياسي زدند تا اعتماد کشور های همسایه را به خود جلب نمایند.

از جمله این اقدامات مي توان به عهدنامه مودت و دوستي 1921 با ايران اشاره کرد. پس از این که دولت ایران تصمیم گرفت که با همسایه شمالی خود به مذاکره بپردازد، بر این اساس یک هیأت ایرانی به مسکو رفت و سرانجام مذاکرات مربوط به مسائل ارضی، مالی، اقتصادی، نظامی و سیاسی بین ایران و شوروی به نتیجه رسید و به قرارداد ژانویه ۱۹۲۱منجر شد.
این قرارداد معاهده ترکمانچاي را ملغي و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان کرد و جزيره آشوراده و ساير جزاير مجاور استرآباد که در اشغال روس ها بود و قصبه فيروزه می بایست به ایران باز می گشت ( که متاسفانه تا امروز بعد از گذشت 88 سال هنوز بازگشت فیروزه عملی نشده است؟؟!!)و ايران حق بحر پيماني آزاد در درياي کاسپین را پيدا کرد.

اين قرارداد در واقع حق از دست رفته ايران را در درياي مازندران بازگرداند و استفاده مشاع و مشترك بين دو كشور را مورد نظر قرار داد. در اين معاهده بدون اين كه درياي کاسپین به مناطق تحت حاكميت ملي تقسيم شود آزادي كشتيراني براي هر دو كشور در پهنه دريا به رسميت شناخته شد و حاكميت مشترك و حق تصميم گيري مشترك دو كشور ساحلي نسبت به سرنوشت درياي خزر واقعيت پيدا كرد. با توجه به اهمیت محتوای حقوقی قرارداد1921 در تامین منافع ملی و تمامیت ارضی ایران در زیر بخش هایی از آن را مرور می کنیم.

گزیده قرارداد به تاریخ هشتم حوت ۱۲۹۹ هجری مطابق ۲۶ فوریه۱۹۲۱ میلادی

چون دولت ایران از یکطرف و دولت جمهوری اتحادی اشتراکی شوروی روسیه از طرف دیگر نهایت درجه مایل بودند که روابط محکم و حسنه همجواری و برادری در آتیه مابین ملتین ایران و روس برقرار باشد لهذا مصمم شدند که داخل مذاکره در این باب شده و برای این مقصود اشخاص ذیل را وکلای مختار خود نمودند:

از طرف دولت ایران: علیقلی خان مشاورالممالک

از طرف دولت جمهوری اتحادی اشتراکی شوروی روسیه: که ارکی واسیلیویچ چیچرین و لومیخائیلویچ کاراخان وکلای مختار پس از ارائه اعتبارنامه‌های خود که موافق قاعده و ترتیبات مقتضیه بوده در آنچه ذیلا ذکر می‌شود توافق نظر حاصل نمودند.

• فصل اول
دولت شوروی روسیه مطابق بیانیه‌های خود راجع به مبانی سیاست روسیه نسبت به ملت ایران مندرجه در مراسلات ۱۴ یانوار ۱۹۱۸ و ۲۶ ایون ۱۹۱۹ یک مرتبه دیگر رسما اعلان می‌نماید که از سیاست جابرانه که دولت‌های مستعمراتی روسیه که به اراده کارگران و دهاقین این مملکت سرنگون شدند نسبت به ایران تعقیب می‌نمودند قطعا صرف نظر می‌نماید. نظر به آنچه گفته شد و با اشتیاق به این که ملت ایران مستقل و سعادتمند شده و بتوانند آزادانه در دارایی خود تصرفات لازمه را بنماید دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقاولات و قراردادها را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقوق ملت ایران را تضییع می‌نمود ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان می‌نماید.

• فصل سوم
دولتین معظمتین متعاهدتین رضایت می‌دهند که سرحد مابین ایران و روسیه را مطابق تعیین کمیسیون سرحدی ۱۸۸۱ تصدیق و رعایت نمایند؛ ضمنا به واسطه عدم میلی که دولت شوروی روسیه از استفاده از ثمره سیاست غاصبانه دولت تزاری سابق روسیه دارد از انتفاع از جزائر آشوراده و جزائر دیگری که در سواحل ولایت استرآباد ایران واقع می‌باشند، صرف نظر کرده و همچنین قریه فیروزه را با اراضی مجاوره آن که مطابق قرارداد ۲۸ مای ۱۸۹۳ از طرف ایران به روسیه انتقال داده شده‌است به ایران مسترد می‌دارد. دولت ایران از طرف خود رضایت می‌دهد که شهر سرخس معروف به سرخس روس یا سرخس کهنه با اراضی مجاور آن که منتهی به رودخانه سرخس می‌شود در تصرف روسیه باقی بماند. طرفین معظمین متعاهدین با حقوق مساوی از رودخانه اترک و سایر رودخانه‌ها و آب‌های سرحدی بهره مند خواهند شد و ضمناً برای تنظیم قطعی مساله انتفاع از آب‌های سرحدی و برای حل کلیه مسایل متنازع فیهای سرحدی و اراضی یک کمیسیون مرکب از نمایندگان ایران و روسیه معین خواهد شد.

{{{{{{{{{ توضیح: فیروزه منطقه‌ای ییلاقی در شمال کوه کپه‌داغ در ۱۲ کیلومتری مرز ایران در کشور ترکمنستان است. در مقایسه با مناطق اطراف آب و هوای معتدلی دارد و از دیرباز پذیرای بزرگان منطقه بوده‌است. این روستا تا اواخر سده ۱۹ (میلادی) در اختیار ایران بود و بیشتر باشندگان آن کردهای کرمانجی بودند.

در پی مبادله ارضی ایران و روسیه در ۱۸۹۳ ایران متعهد شد فیروزه را تخلیه کرده و به روسیه واگذار کند. طی پیمان‌نامه دوستی ایران و شوروی در سال ۱۹۲۱، آن کشور قول بازگشت این منطقه به ایران را داد. اما، این مهم تاکنون عملی نشد.
فیروزه از پایتخت ترکمنستان، عشق‌آباد، نزدیک به ۴۰ کیومتر فاصله دارد. در زمان شوروی ویلاهای ییلاقی بسیاری برای سران حزب کمونیست در این منطقه ساخته شد. امروز هم فیروزه محلی برای گذران تعطیلات آخر هفته و تابستانی شهرنشینانو مقامات ترکمنستان‌است.}}}}}}}}}}

• فصل نهم
دولت شوروی روسیه نظر به اعلان نفی سیاست مستعمراتی سرمایه داری که باعث بدبختی‌ها و خون ریزی‌های بیشمار بوده و می‌باشند از انتفاع از کارهای اقتصادی روسیه تزاری که قصد از آنها اسارت اقتصادی ایران بوده صرف نظر می‌نماید. بنابراین دولت شوروی روسیه تمام نقدینه و اشیاء قیمتی و کلیه مطالبات و بدهی بانک استقراضی ایران را و همچنین کلیه دارایی منقول و غیرمنقول بانک مزبور را در خاک ایران به ملکیت کامل ایران واگذار می‌نماید. توضیح آنکه در شهرهایی که مقرر است قونسولگری‌های روسیه تاسیس شوند و در آنجاها خانه‌های متعلقه به بانک استقراضی ایران وجود داشته و مطابق همین فصل منتقل به دولت ایران می‌شود دولت ایران رضایت می‌دهد که یکی از خانه‌ها را مجانا برای استفاده مطابق انتخاب دولت شوروی روسیه برای محل قونسولگری روسیه واگذار نماید.

• فصل یازدهم
نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه(نیروی دریایی) را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می‌دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق‌های خود در بحر خزر داشته باشند.

• فصل دوازدهم
دولت شوروی روسیه پس از آنکه رسما از استفاده از فواید اقتصادی که مبتنی بر تفوق نظامی بوده صرف نظر نمود اعلان می‌نماید که علاوه بر آنچه در فصول نه و ده ذکر شد سایر امتیازات نیز که دولت سابق تزاری عنقا برای خود و اتباع خود از دولت ایران گرفته بود از درجه اعتبار ساقط می‌باشند. دولت شوروی روسیه از زمان امضاء این عهدنامه تمام امتیازات مذکوره را اعم از آنکه به موقع اجرا گذارده شده باشند و تمام اراضی را که به واسطه آن امتیازات تحصیل شده‌اند به دولت ایران که نماینده ملت ایران است واگذار می‌نماید. از اراضی و مایملکی که در ایران متعلق به دولت تزاری سابق بوده محوطه سفارت روس در طهران و در زرگنده با تمام ابنیه و اثاثیه موجوده در آنها و همچنین محوطه‌ها و ابنیه و اثاثیه جنرال قونسولگری‌ها و قونسول گری‌ها و ویس قونسول گری‌های سابق روسیه در ایران در تصرف روسیه باقی بماند. توضیح آنکه دولت شوروی روسیه از حق اداره کردن قریه زرگنده که متعلق بده دولت سابق تزاری بود صرف نظر می‌نماید.

• فصل سیزدهم
دولت ایران از طرف خود وعده می‌دهد که امتیازات و مایملکی که را که مطابق این عهدنامه به ایران مسترد شده‌است به تصرف و اختیار و یا استفاده هیچ دولت ثالث و اتباع دولت ثالثی واگذار ننموده و تمام حقوق مذکوره را برای رفاه ملت ایران محفوظ بدارد.

همان گونه که مشاهده می شود، اين قرارداد در واقع حق از دست رفته ايران را در دريای مازندران بازگرداند و استفاده مشاع ،مشترک و به طور مساوی بين دو کشور را مدنظر قرار داد. در اين معاهده بدون اينکه درياي مازندران به مناطق تحت حاکميت ملي تقسيم شود، آزادي کشتيراني براي هر دو کشور در پهنه درياي مازندران به رسميت شناخته شد و حاکميت مشترک و حق تصميم گيري مشترک دو کشور ساحلي نسبت به سرنوشت دريا ، واقعيت پيدا کرد.

موافقتنامه 1927 ایران و شوروی

موافقتنامه 1927 ميان دو کشور ساحلي درباره ماهيگيري و معاهدات 1931 و 1935 در رابطه با تجارت کشتيراني و ماهيگيري در درياي مازندران است. در همين معاهدات، ايران و اتحاد شوروي سوسياليستي اعلام مي کنند که درياي مازندران يک فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن (ايران و اتحاد شوروي) است و به روي کشورهاي ثالث بسته خواهد بود.

موافقتنامه 1940 ایران و شوروی

از مهمترين قراردادهاي مربوط به اين بحث، قرارداد بازرگاني ايران و شوروي در 25 مارس 1940 است که بر برابري حاکميت و اصل تساوي حقوق دو کشور (یعنی 50درصد همه گونه حق قانونی ) تاکيد دارد و حتي در اين معاهده از درياي مازندران به عنوان «درياي ايران و شوروي» نام برده شده است.

پایمال شدن حقوق ملی ایرانیان پس از تجزیه شوروی سابق

فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تحولات گسترده اي را در سطوح جهاني و منطقه اي در پي داشت . يكي از اين تحولات تقسيم كشورهاي ساحلي درياي مازندران از دو كشور به پنج كشور بود كه به عنوان مساله اي چالش ساز از آن ياد مي شود; زيرا مساله تقسيم درياي مازندران و تعيين رژيم حقوقي حاكم بر آن علي رغم كوشش هاي صورت گرفته به دليل كم سابقه بودن تغيير رژيم حقوقي يك درياي بسته از تقسيم دو جانبه به تقسيم پنج جانبه و تشتت آرا ميان كشورهاي ساحلي نامشخص و مبهم باقي مانده است .

در حال حاضر نحوه تقسيم دريا تعيين مرزها تخصيص منابع چگونگي عبور لوله هاي نفت و گاز حفاظت از محيط زيست و مباحث مربوط به سرمايه گذاري هاي خارجي از جمله مهم ترين مسائل چالش بر انگيزي به شمار مي آيند كه تعيين رژيم حقوقي این دریا را از يك مساله حقوقي و منطقه اي به يك موضوع ژئو اكونوميكي و ژئوپوليتكي جهاني مبدل كرده اند
درياي کاسپین كه با وسعتي حدود 407300 كيلومتر مربع به عنوان بزرگترين درياچه كره زمين شناسايي شده است .پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوي ميان دو كشور ايران و روسيه تقسيم شده بود و هر دو كشور بر برابري حاكميت و اصل تساوي حقوق يكديگر تاكيد كرده بودند.

ايران و اتحاد شوروي سوسياليستي در اين معاهدات اعلام كرده بودند كه درياي مازندران يك فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن (ايران و اتحاد شوروي ) است و به روي كشورهاي ثالث بسته خواهد بود . از اين رو تا سال 1991 درياي خزر محل مناقشه ميان تهران و مسكو نبود.

اما پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي آن بخش از سرزمين كه تحت حاكميت شوروي قرار داشت تحت حاكميت چهار كشور قرار گرفت و حاكميت دوگانه ي ايران و شوروي به حاكميت پنج گانه تبديل گرديد.

بنابراین منطق حقوقی حکم می کند 50درصد سهم شوروی سابق است که باید بین چهار کشور ،ده کشور یا هر تعداد محتمل در آینده تقسیم شود و حق ایران نمی تواند کاهش یابد.

بدين ترتيب با اضافه شدن قزاقستان آذربايجان و تركمنستان به عنوان کشور های ساحلی جدید و پيشرفت هاي علمي در زمينه بهره برداري منابع نفتي علاوه بر اين كه اين كشورها را تشويق به آغاز عمليات اكتشاف و بهره برداري كرد بازيگران فرامنطقه اي را نيز به حضور در منطقه ترغيب نمود.

فقدان يك موافقت نامه همه جانبه در مورد بهره برداري از منابع درياي خزر مشكلات ناشي از دريانوردي و كشتيراني آزاد مسايل مربوط به ماهيگيري (شيلات ) معضلات مربوط به محيط زيست و حفاظت از منابع بيولوژي درياي مازندران از جمله مواردي است كه كشورهاي ساحلي دریای مازندران را با چالش مواجه كرده است و چشم انداز آينده ي منطقه را در هاله اي از ابهام فرو برده است .

در این میان قابل ذکر است که اگر کاسپین را در زمره ي درياها به حساب آوريم آنگاه مقررات كنوانسيون ملل متحد در مورد حقوق دريا (1982 ) در خصوص این دریا نيز قابل اعمال خواهد بود.اگر چه درياي مازندران را از نظر تاريخي به دليل وسعت و بزرگي آن دريا مي نامند ولي در حقيقت در تعريف دريا نمي گنجد و عاري از ويژگي هاي دريا است . از منظر حقوق بين الملل و كنوانسيون وين در مورد حقوق درياها به درياهايي بسته گویند كه:
 
1 ـ كاملا توسط سرزمين دو يا چند كشور بدون راه به درياي ديگري احاطه شده باشد.

2 ـ توسط چند كشور محدود احاطه شده و به وسيله يك يا چند تنگه باريك به ساير درياها متصل باشد و رژيم حقوقي آن بر اساس معاهدات بين المللي تنظيم شده باشد.

3 ـ نوع سوم مانند درياي نوع دوم است اما بدون يك رژيم حقوقي قراردادي بر اساس معاهدات بين المللي.

درياي مازندران را بند يك اين قوانين شامل مي شود و علاوه بر اينكه به آبهاي آزاد جهان مرتبط نيست اگر چه تنها از طريق كانالها و راه هاي آبي در قلمرو فدراسيون روسيه قابل دسترسي است از اين جهت كه به طور انحصاري متعلق به دول ساحلي است و هيچگونه حق دسترسي براي ديگر دولتها وجود ندارد دريا محسوب نمي شود و درياچه قلمداد مي گردد.

بنابراين ادعاي پاره اي از دولتهاي ساحلي (قزاقستان روسيه و آذربايجان ) مبني بر تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران بر اساس كنوانسيون 1982 حقوق درياها فاقد وجاهت قانوني و حقوقي مي باشد. در اين زمينه ايـران و تركمنستـان معتقدند دریای مازندران يك درياچه بزرگ است و هرگونه اقدامي در زمينه تعيين رژيم حقوقي بايد با توافق تمام كشورهاي ساحلي صورت گيرد .

تاكنون از سوي كشورهاي ساحلي بر مبناي منافع ملي و حقوق بين الملل راهكارهايي نظير تقسيم براساس حقوق بين الملل درياها سيستم مشاع و استفاده مشترك تقسيم همزمان بستر و سطح آب به صورت مساوي تقسيم براساس مرزهاي ملي تقسيم بستر و آزادي سطح دريا و... پيشنهاد شده است; اما به سبب آن كه هر پيشنهاد در برگيرنده ي منافع يك يا چند كشور و ناديده انگاشتن منافع ديگران بوده است تا به حال توافقي در راستاي چگونگي تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران صورت نگرفته است . در همين حال برخي از كشورها به انعقاد قراردادهاي دو و سه جانبه ميان خود پرداخته اند و مرزهاي خود را مشخص نموده اند. در شرايطي كه در کاسپین جنوبي دو چالش اصلي ميان ايران و آذربايجان از يك سو و تركمنستان و آذربايجان از سوي ديگر وجود دارد( مناقشه ايران و آذربايجان بر سر ميدان نفتي البرزایران است که آذربایجان آن را با نام آلو متعلق به خود معرفی می کند و دعواي آذربايجان با تركمنستان در مورد مالكيت بر ميدان نفت و گازي است كه آذري ها آن را كپز مي نامند و تركمن ها از آن به نام سردار ياد مي كنند. )

با توجه به اصول حقوق بين المللي تا زماني كه قرارداد تازه اي بين كشورهاي تازه تاسيس درياي کاسپین (آذربايجان قزاقستان تركمنستان ) و ايران و روسيه منعقد نشده، دو قرارداد 1921 و 1940 به قوت خود باقي و لازم الاجرا است و پايه و اساس رژيم حقوقي درياي کاسپین محسوب مي شود.

اگر چه تاكيد بر قراردادهاي 1921 و 1940 ميان ايران و شوروي تا چند سال پيش نيز از سوی روسیه رعایت می شد اما با شرايط سياسي موجود و توافقات دو و سه جانبه کشور های جدا شده از شوروی سابق با یکدیگر، توافقات پيشين که هنوز از نظر حقوقی لازم الاجرا است زیر پا گذاشته شده است.مساله ای که حقوق ملی و حاکمیتی و سهم 50درصدی ایرانیان در این دریا را به چالش کشیده و تنها به ضرر ایران تمام شده است.

از اين رو در شرايطي که سياست مسالمت جویانه ايران در درياي مازندران همواره بر پایه اشتراک مساعي و حل و فصل کليه مسائل دريا توسط کشورهاي ساحلي از طريق مسالمت آميز و با استفاده از اصل اتفاق آرا بوده است، به نظر مي رسد که کشورهاي شمالي درياي مازندران (روسيه، قزاقستان و آذربايجان) با عقد قراردادهاي دو و سه جانبه ميان خود، بدون احترام به حق تصمیم و اظهار نظر برای ایران ، مساله تعيين مرزهای دریایی و حاکمیت سرزمینی درياي مازندران در قسمت هاي شمالي را با حد اکثر سود جویی و منفعت طلبی برای کشور های خود مشخص کرده اند. این گونه است که در 14 مه 2003 (24 ارديبهشت 1382) و در اجلاس نمايندگان ويژه کشورهاي ساحلي در آلماتي قزاقستان، توافق سه جانبه يي مابين کشورهاي روسيه، قزاقستان و آذربايجان امضا شد و این کشورها موافقت خود را با تقسيم بخش هاي شمالي دریای مازندران اعلام کردند.

بر اساس اين توافقنامه روسيه 19 درصد قزاقستان 29 درصد و آذربايجان 18 درصد از سواحل درياي مازندران را به خود اختصاص داده اند و باقی سهم به ترکمنستان و کم ترین سهم از دریا که فاقد هر منبع نفت و گاز ارزشمندی است برای ایران باقی ماند .در این میان نکته جالب ،توجیه این کشور ها مبنی بر پایمال کردن حق ایران است که خط موهوم آستارا حسینقلی را که در سال1970 فقط برای تعیین مسیر عبور و مرور پروازها مورد استفاده قرار می گرفت را به عنوان مرز دریایی سهم ایران عنوان می کنند که تنها 11.3 درصد از مساحت دریا را شامل می شود!!!

اقدامات فوق در حالي صورت گرفته است كه از منظر حقوق بين الملل معاهدات 1921 و 1940 منعقده بين ايران و اتحاد جماهير شوروي بر وضعيت حقوقي درياي مازندران حاكم مي باشند زيرا از يك سو هيچ گونه سند جديدي در مورد تعين رژيم حقوقي دریای مازندران تنظيم نشده كه اسناد پيشين را بي اعتبار نمايد و از سوي ديگر كشورهاي جايگزين شوروي سابق بر مبناي كنفرانس آلماتي در 21 دسامبر 1991 متعهد شده اند كه بر اجراي تمام معاهدات شوروي سابق از جمله معاهدات 1921 و 1940 پايبند باشند; با اين حال واقعيت هاي سياسي و بهره برداري هاي اقتصادي از منابع هيدروكربني منطقه حكايت از ناديده انگاشتن معاهدات پيشين دارد.

الزام به کارگیری اصل جانشيني دولت ها دررژيم حقوقي دريای مازندران

در شرايطي که ایران از تقسیم کشور شوروی و ایجاد کشور های جدید در ساحل دریای مازندران بسیار متضرر شده است و این کشورها بی اعتنا به حقوق ملت ایران راه خود را می روند و ایران را از صحنه دور نگاه داشته اند،«اصل جانشيني دولت ها» در حقوق بین الملل پاسخ بسياري از ابهامات را مي دهد.

منظور از جانشيني دولت ها، بررسي آثار حقوقي تغيير حاکميت بر روي سرزمين است که ممکن است دو حالت به خود بگيرد. در حال اول يک دولت ممکن است بخش يا تمام سرزمين خود را از دست بدهد و در حالت دوم ممکن است به صورت جزيي از سرزمين يک يا چند دولت موجود درآيد يا به ايجاد يک يا چند دولت جديد (مانند فروپاشي اتحاد شوروي و امپراتوري عثماني) منجر شود.

در مورد معاهداتي که حقوقي را در رابطه با يک سرزمين تعيين مي کنند (معاهدات مربوط به حقوق عيني)، جانشيني حقوق و تکاليف هميشه صورت مي گيرد. اين گونه معاهدات همراه سرزمين حرکت مي کنند و تغيير حاکميت، تاثيري در وضع آنها ندارد. مواد 11 و 12 کنوانسيون وين (1978) درباره جانشيني معاهدات به صراحت اعلام مي دارد که معاهدات مرزي و معاهدات مربوط به حق ارتفاع از اين جمله اند. چنانچه سرزمين واقع در يک طرف مرز به دولت ثاني منتقل شود، دولت ثالث ملتزم به رعايت معاهده مرزي (گذشته)است.

نخستين اجلاس سران کشورهاي ساحلي درياي مازندران، به ابتکار ايران در 16 فوريه 1992 در تهران تشکيل شد تا مابين کشورهاي جديد و دولت هاي ايران و روسيه هماهنگي هاي مختلف صورت پذيرد. آن زمان خيال تهران از آينده رژيم حقوقي درياي مازندران به مراتب آسوده تر از امروز بود، چرا که هر چهار کشور قزاقستان، روسيه، آذربايجان و ترکمنستان در يک گردهمايي در آلماتي متعهد شده بودند که به قراردادهاي شوروي سابق وفادار بمانند.

برمبناي اين کنفرانس که در آلماتي قزاقستان در 21 دسامبر 1991 و در پي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي برپا شده بود، کشورهاي جايگزين شوروي سابق متعهد شدند که تمام معاهدات شوروي سابق و از جمله معاهدات 1921 و 1940 را بپذيرند و بر اجراي آنها پايبند باشند. بر اين مبنا تمامي کشورهاي ساحلي درياي خزر، بحث جانشيني دول را مطابق با حقوق بين الملل پذيرفتند، اما توافق بر سر بهره برداري از منابع درياي مازندران سرنوشت متفاوتي يافت زيرا کشف منابع نفت و گاز در درياي خزر، چشم پوشي از درآمدهاي پيش رو را براي کشورهاي تازه استقلال يافته دشوار مي ساخت. اين کشورها که پس از استقلال با ميراث ناگوار اقتصاد کمونيستي دست و پنجه نرم مي کردند و به شدت آسيب پذير شده بودند، بهره برداري از نفت و گاز دریای کاسپین را تنها چشم انداز ترميم وضعيت اقتصادي خود ديدند.

بي شک ارتباط رژيم حقوقي درياي مازندران با مساله جانشيني دول يک ارتباط اساسي و ساختاري است، چرا که درياي مازندران تا پيش از فروپاشي شوروي سابق، تحت حاکميت مشترک ايران و شوروي بود و در عمل ميان اين دو کشور از نظر حقوقي مشکلي وجود نداشت. مطابق با موازين حقوق بين الملل عمومي، تجزيه اتحاد جماهير شوروي و افزايش تعداد اعضاي دولت هاي ساحلي درياي مازندران نيز هيچ گونه تغييري در وضعيت حقوقي اين دريا ايجاد نکرده است. در واقع جمهوري هاي استقلال يافته حوزه این دريا، جانشين اتحاد جماهير شوروي سابق هستند و بايد به مفاد معاهدات 1921 و 1940 و رژيم حقوقي درياي مازندران پايبند باشند زيرا معاهدات 1921 و 1940 در زمره معاهدات مربوط به حقوق عيني به شمار مي آيند که همراه سرزمين حرکت مي کنند و تغيير حاکميت، تاثيري در وضع آنها ندارد.

مساله جالب تر اين است که کشورهاي استقلال يافته از اتحاد جماهير شوروي در کنفرانس آلماتي تمام تعهدات رسمي و موازين حقوقي فوق را پذيرفته اند، با اين حال خود را نسبت به رژيم حقوقي موجود و معاهدات منعقد ميان ايران و شوروي متعهد نمي دانند. دليل اصلي چنين امري را بايد در منافع ملي هر يک از کشورهاي ساحلي جست، چرا که تعيين رژيم حقوقي جدید برای دریای مازندران با منافع ملي تمامي کشورهاي ساحلي پيوند ناگسستني دارد و لذا هر راه حلي در اين زمينه، صرف نظر از ابعاد حقوقي، با مسائل ژئوپولتيکي منطقه و شرايط داخلي کشورهاي نوظهور ارتباط مستقيمي دارد.

فرجام سخن

1- تمامی مرزهای گسترده ایران در دریا و خشکی در دوران معاصر همواره در حال تهدید بوده و هستند.در شمال غربی ، با تحمیل معاهده های 1813گلستان و1828 ترکمانچای ( قفقاز ) و در شمال شرقی ، با تحمیل معاهده 1881 م. (ورارود و خراسان بزرگ ) ، روسیه بر بخش های وسیعی از ایران سلطه یافت و با این که بلشویک ها به " غاصبانه " بودن سیاست دولت تزاری سابق اقرار کردند ، حتی آن بخش هایی که شوروی متعهد به بازگرداندن آن شده بود (منطقه فیروزه ) هنوز به ایران بازگردانده نشده است .

درشرق جدایی ایران شرقی شامل هرات همیشه ایرانی و افغانستان توسط دسیسه های انگلیس به انجام رسید . در جنوب، با این که خلیج فارس همواره به صورت دریای داخلی ایران به شمار می رفت هیچ گاه از آسیب استعمارگران به دور نماند که به طور نمونه می توان به توطئه جدایی بحرین توسط انگلستان اشاره کرد . مجمع الجزایری که هزاران سال بخشی از خاک ایران محسوب می شد با دخالت های مستمر انگلستان و تهدید های مکرر آن ها به سازمان های جهانی از ایران تجزیه شد و با این عمل نفوذ انگلستان و آمریکا بیش از پیش افزایش یافت و پایگاه های نظامی آنها در نخستین منبع انرژی جهان ( خلیج فارس ایران ) مستحکم و استوار گردیدنظیر همین برنامه بلند مدت حضور آمریکا را می توان در دریای مازندران نیز رد یابی کرد .بنا براین روشنگری و مرور پیوسته اتفاق های ناگوار پیشین جدایی سرزمین های ایرانی می تواند چراغی باشد برای جبران تصمیمات نادرست پیشینیان توسط میهن دوستان ایرانی در آینده.

2- بر اساس اسناد موجود و تفسیر حقوقی آن دریای مازندران طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوي ميان دو كشور ايران و روسيه تقسيم شده و هر دو كشور بر برابري حاكميت و اصل تساوي حقوق همه جانبه يكديگر در این دریا تاكيد كرده اند.

این بدین معنا است که ایران و شوروی در تمام عرصه دریا،از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، به جز 12 مایل خط ساحلی که محدوده ماهیگیری اختصاصی هر یک از دو کشور است از حق کشتیرانی و بهره برداری مساوی بر خوردارند یعنی همه منابع بستر و زیر بستر دریا به دو کشور تعلق دارد چه نفت وگاز، چه آبزیان.

بنابراین به زعم برخی که مصرانه منکر حق 50 درصدی ایران هستند،این حق در قراردادهای 1921 و 1940 گنجانده شده ولو ایران در طول این سال ها نخواسته باشد یا نتوانسته باشد از این حقوق مسلم خود استفاده نماید .بنا براین عدم استفاده ایران از این حقوق در گذشته نمی تواند توجیهی برای عدم وجود این حقوق برای ایران تلقی شود.

3-با توجه به کاربرد نام دریای "کاسپین" برای اکثر کشورهای دنیا و "بحر القزوین" برای کشورهای عربی،کاربرد نام خزر با هیچ منطقی برای ایرانیان زیبنده نیست و بسیار به جا خواهد بود که دستگاه سیاست خارجی ایران نسبت به تغییر این نام به دریای "مازندران" یا دریای "کاسپین" اقدام نماید.

 4-بر اساس اصل جانشینی دولت ها کاهش سهم ایران از یک دوم به یک پنجم بی معنا است و تقسیم کشور شوروی به چهار کشور نمی تواند حق50درصدی ایران را به یک پنجم تقلیل دهد .چرا که تغییرات جغرافیای سیاسی هر کشورتنها به خودش مربوط است. اگر به طور مثال شوروی به ده کشور ساحلی در دریایی مازندران تقسیم شود،(مثلا جمهوری داغستان در ساحل دریا از روسیه جدا شود) باید بپذیریم سهم ایران نیز یک یازدهم تقلیل یابد.

5- دور نگاه داشتن و منزوی کردن ایران از فعالیت های کلان منطقه ای از جمله تشکیل اجلاس آتی کشور های ساحلی دریای مازندران بدون حضور ایران ،پروژه های عظیم نفت و گاز منطقه دریای مازندران مثل خط لوله نوموکو و و نقش آفرینی ترکیه بدون حضور ایران در میانجیگری میان اران و شروان و ارمنستان(به رغم پیشینه تاریخی تعلق این مناطق به ایران) می تواند به عنوان بخش هایی ازسناریویی مشابه برای دسیسه چینی غاصبانه علیه حاکمیت سرزمینی ایران در آینده تلقی شود.

6- مسایل و معضلات بزرگ محیط زیستی دریای مازندران که توسط کشور های ساحلی آن به ایران تحمیل می شود متاسفانه حساسیت لازم را بر نینگیخته است. از آن جمله آلو دگی شدید نفتی دریا ناشی از بهره برداری از بیش از 1500 حلقه چاه نفتی از سوی دولت باکو است که عمدتا به ساحل نشینان ایرانی دریا ی مازندران تحمیل می شود و عبور خطوط لوله نفت و گاز از بستر دریا می تواند این مشکلات را تشدید نماید.

7- به هر روي در حال حاضر ايران که تا پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مالک 50 درصد از سطح و بستر دريا بود، هم اکنون تنها کشوري است که از منابع و ذخاير انرژي این دریا کاملا بی بهره است و اين امر مي تواند تا آينده يي طولاني سبب وارد آمدن لطمات جدي به منافع ملي ايران در درياي مازندران شود. شايسته است دست اندرکاران سیاست خارجی ايران جهت تحقق هر چه بيشتر و بهتر منافع ملي نسل های ايرانی هر چه بیشتر بکوشند تا هم بازگشت سرزمین های از دست رفته ایران از جمله ((قریه فیروزه)) که سال ها بی نتیجه مانده به انجام برسد و هم با قاطعیت تلاش نمایند سهم بر حق50 درصدي ايران از دریای مازندران بیش از این مورد تشکیک قرار نگیرد چرا که کوتاه آمدن از هر جزیی از تمامیت ارضی ایران جری تر شدن بیش از پیش دشمنان ایران را جهت تهدید و سهم خواهی بیشتر از خاک وآب ایران زمین به دنبال خواهد داشت.در پایان قاطعانه می توان گفت قراردادهای ظالمانه تحمیل شده در گذشته و عملکرد حال حاضر کشور ها گویای این است که به هیچ کشوری به عنوان دوست و متحد پایدار نمی توان نگریست چرا که تنها منافع ملی هرکشور است که پایدار بوده و غالب کشورهای دنیا جهت حفظ و به ویژه تقویت منفع ملی کشور و ملت خویش نهایت تلاش خود را به کار می گیرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 20:15  توسط sahand   | 

مردم گرجی طی ننگنامه گلستان حدود 200 سال پیش از ایران جدا شدند

مردم گرجی

مردم گرجی مردمی هستند که ریشهٔ نژادی آنها گرجی است . نژاد گرجی‌ها از ریشه‌ٔ قفقازی است و بیشتر آنان پیرو آیین مسیحیت هستند.

گرجستان تاریخ و فرهنگ بسیار غنی و کهنی دارد  شاعران، نویسندگان، دانشمندان، ادیبان، و سرداران جنگی نامدار بسیاری دارد که منشأ خدمات بسیاری بوده اند. گرجیان در دوره‌های باستانی، به ترتیب در سالهای ۳۱۷ و ۵۲۳ میلادی، مسیحیت را دین رسمی خود ساختند.

 گرجی‌ها منشأ خدمات بزرگی برای ایران بوده‌اند. در دوره صفویه، مادر بسیاری از شاهان، از مردم گرجی بوده‌اند و گرجی‌ها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری مشغول خدمت بودند و از بهترین و دلیرترین سپاهیان ایران به شمار می‌آمدند. تاریخ و فرهنگ مردم گرجستان با ایران اشتراکات بسیاری دارد و رابطهٔ دو کشور به پیش از دوره هخامنشیان می‌رسد. مردم گرجی علاقه فراوانی به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی دارند و این زبان در برخی از مدارس و دانشگاه‌های گرجستان آموزش داده می‌شود. از سرداران گرجی دورهٔ صفویه می‌توان اللّه وردی خان، امامقلی خان، و رستم‌خان قوللر آقاسی را نام برد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 21:56  توسط sahand   | 

مادر رضا خان زنی قفقازی تبار بود که پس الحاق بخشهایی از ایران به روسیه طی ترکمن چای ...

رضاخان در اسناد محرمانه آمریکا چگونه تصویر شد؟

29 می 1939 «رِی اترتن» کنسول سفارت آمریکا در لندن، به «والاس اس. موری» رییس بخش امور خاور نزدیکِ وزارت امور خارجه آمریکا، نامه بسیار محرمانه نوشته است و به زندگی رضاخان پرداخته است.

خبرگزاری فارس: رضاخان در اسناد محرمانه آمریکا چگونه تصویر شد؟

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس،‌ 29 می 1939 «رِی اترتن» کنسول سفارت آمریکا در لندن، به «والاس اس. موری» رییس بخش امور خاور نزدیکِ وزارت امور خارجه آمریکا، نامه بسیار محرمانه نوشته است که شامل بخشی از گزارش محرمانه آن وزارتخانه است.

اترتن از هیو میلارد، دبیر دوم سفارت آمریکا در تهران در سال 1930 نام می‌برد. «والاس عزیز؛ عطف به نامه مورخ 7 آوریل شما دربارة گذشته شاه ایران، در زیر بخشی از زندگینامه بسیار محرمانه‌ای که سفارت با لطف خود در حق اینجانب اجازه تهیه رونوشت از آن را داده، و به موضوع نامه مربوط می‌شود، ایفاد می‌گردد.

رضا شاه پهلوی متولد حدود 1873. فرزند خانواده‌ای کوچک از اهالی سوادکوهِ مازندران. پدرش ایرانی و مادرش زن قفقازی‌تباری بود که والدینش پس از الحاق بخش‌هایی از قفقاز به روسیه به موجب عهدنامه ترکمنچای به ایران پناه‌ آورده بودند.

در سن 15 سالگی به بریگاد قزاق ایران پیوست و او را به اصطبل‌بانی گماشتند. به تدریج مدارج ترقی را طی کرد و به سبب شجاعت و بی‌باکی‌اش مورد توجه مربیان نظامی روس قرار گرفت، و ظاهراً هرگاه نیرویی برای دستگیری راهزنان و یا سرکوب آشوب‌ها به هر نقطه از کشور اعزام می‌شد، او نیز در آن شرکت داشت.

در ابتدای جنگ به درجه سرهنگی ترفیع یافته بود، و در سال 1921 که بریگاد قزاق، که حال به لشگر تبدیل شده بود، در شمال کشور از داشتن افسران روس محروم شد و نیازمند فرماندهی قاطع بود، رضاخان برای این امر انتخاب شد.» در گزارش فوق به این مطلب که شاه قبلاً «اصطبل‌بان سفارت بریتانیا در تهران بود» اشاره‌ای نشده است. میلارد می‌گوید که وقتی در تهران بوده از شخصی به نام ویلکینسن، که به گمان او رئیس بانک شاهنشاهی ایران بود، می‌پرسد که آیا حقیقت دارد که شاه زمانی که قزاق بوده در بیرون بانک نگهبانی می‌داده و یک عکس هم در حال نگهبانی از او هست، و او نیز این مطلب را تأیید می‌کند. میلارد همچنین می‌گوید که عکس دیگری هم از شاه در حال نگهبانی جلوی دَرِ سفارت بریتانیا وجود دارد.

البته میلارد خودش هیچ یک از عکس‌های فوق را ندیده بود. او همچنین می‌گوید که آشپز ایرانی‌اش گفته است که قبلاً (احتمالاً قبل از جنگ) آشپز دوم سفارت آلمان بوده و چند بار در شب‌های سرد، وقتی که سفارت میهمانی داشته، برای رفیق قدیمی‌اش، رضاخان، که جلوی دَرِ سفارت نگهبانی می‌داده، یک فنجان قهوه فرستاده است.»

در تاریخ 16 ژوئن، موری این پاسخ محرمانه را برای اترتن فرستاد: «ری عزیز؛ از نامه مورخ 29 مه 1936، که در آن قسمتی از زندگینامه بسیار محرمانه شاه را برایم نقل کرده بودی‌، بسیار سپاسگزارم. این خلاصه دقیقاً همان چیزی بود که به دنبالش بودیم، و اطلاعاتی را که داشتیم تأیید کرد. اطمینان می‌دهم که این خلاصه و همچنین منبعی که از آن به دست آمده کاملاً محرمانه باقی خواهد ماند.» در سال 1939، همین موری زندگینامه «رسمی» رضاخان را که قرار بود بین روزنامه‌نگاران توزیع شود، ویراست و شسته و رفته کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392ساعت 20:48  توسط sahand   | 

هرگز نمی توان ایرانیان را با ایجاد مرزهای جغرافیایی از گذشته پر عظمتشان غافل کرد


میترا طاهری مجری شبکه LCI فرانسه که به عنوان زیباترین مجری دنیا شناخته شد در پاسخ به پرسش خبرنگار فرانسوی که چرا جواب رد به شاهزاده های عرب و شیوخ آنها و پسران سرشناس فرانسوی در مقابل در خواست آنان برای ازدواج داده ای،گفت: من با اینکه فقط یک بار در سه سالگی به همراه پدر و مادرم به ایران سفر کردم ولی خود را فرزند کوروش و از نسل پاک آریایی می دانم و فرزندانم نیز باید آریایی باشند.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1392ساعت 14:19  توسط sahand   | 

گسترش روابط ایران و ارمنستان در زمینه امار

مقامات ایران و ارمنستان برنامه ها و طرح های مشترک دو کشور را در زمینه آمار و اطلاعات بررسی کردند.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر از ایروان، «تیگران سرکیسیان»، نخست وزیر ارمنستان و «عادل آذر»، رییس مرکز آمار ایران برنامه ها و طرح های مشترک دو کشور را در زمینه آمار و اطلاعات در ایروان بررسی کردند.
سرکیسیان با ابراز خرسندی از این که دو کشور در زمینه آمار و اطلاعات نیز همکاری می کنند، افزود: این همکاری به منافع دو کشور خدمت خواهد کرد.
وی تاکید کرد : گسترش روابط ایران و ارمنستان در حوزه آمار و اطلاعات باعث تحکیم و تعمیق همکاری های دو کشور می شود.
در ادامه «عادل آذر»، رییس مرکز آمار ایران و «استپان مناساکانیان»، رییس مرکز آمار ارمنستان در حضور سرکیسیان نخست وزیر ارمنستان و محمد رییسی سفیر کشورمان تفاهم نامه همکاری امضا کردند.
مناساکانیان رییس مرکز آمار ارمنستان گفت: این تفاهم نامه امکان استفاده از تجربیات و دانش جمهوری اسلامی ایران را در حوزه آمار و اطلاعات برای ارمنستان فراهم می کند.
عادل آذر در این ملاقات به همکاری های ایران و ارمنستان در عرصه های مختلف اشاره کرد و گفت: هدف ما این است تا این همکاری را در زمینه آمار و اطلاعات نیز گسترش دهیم.
تبادل دانش و تجربه در حوزه روش شناسی، سرشماری،طرح های آمارگیری و آمار های ثبتی با تاکید بر مفاهیم اقتصادی اجتماعی و فرهنگی مهمترین محور این تفاهم نامه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1392ساعت 21:39  توسط sahand   | 

مطالب قدیمی‌تر